فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٦ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
جاسوس گرفتن يا مباشرت به جاسوسى
١. در قرب الاسناد از ريّان بن صلت از حضرت رضا(ع) نقل شده:
رسول خدا(ص) هرگاه لشكرى را با فرمانده روانه مىكرد چند تن از معتمدان خود را همراه آنها مىكرد تا مراقب فرمانده باشند و [دربازگشت] خبرها را براى پيامبر بازگو كنند. (٥٣)
واژه تجسّس كه در اين روايت به كار رفته مربوط به ارزيابى چگونگى عملكرد فرمانده و كسب خبرهاى جنگ است.
٢.درتهذيب تاريخ ابن عساكر از «بريده» روايت شده كه پيامبر اكرم سپاهى را فرستاد و مردى را همراه آنها كرد تا خبرها را براى آن حضرت بنويسد. (٥٤)
٣.پيامبر در نبردهايى كه حضور داشت درباره متخلّفان از دستورات جنگى پرس و جو[و آنها را شناسايى [مىكرد.
٤. رسول خدا(ص) فرمود: برآن شدم به اقامه نماز فرمان دهم تا برپا گردد آن گاه بنگرم چه كسى در مسجد حاضر نمىشود تا خانه اش را بسوزانم. (٥٥)
البته پيامبر دراين جا درصدد تفتيش و جستجوى منافقان و جدا كردن آنان از صفوف موءمنان است. و اين روايت برآن جايى حمل مىشود كه عدم شركت آنها در پرپايى نماز، موجب اخلال گردد.
٥. هنگامى كه مشيّت پروردگار برفتح مكه قرار گرفت و زمينه انجام آن براى پيامبر اكرم فراهم گرديد، حضرت ، عتاب بن اسير را به فرماندهى لشكر اسلام برگزيد... آن گاه كه عتاب به لشكر رسيد و پيمان خويش با پيامبر را برآنها خواند... به آنها گفت:...
هركس ازشما با سايرين همراه و همگام باشد به اقتضاى حقى كه هرموءمن
(٥٣) قرب الاسناد، ص١٤٨، مكتبة نينوى.
(٥٤) تهذيب تاريخ دمشق، ابن عساكر، ج٦، ص٣٨٢.
(٥٥) اخبار القضاة، ابن وكيع، ج٣، ص١٢.