فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٣ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
ـ واقدى همچنين درجاى ديگر مىنويسد:
پيامبر اكرم بريدة بن حصيب اسلمى را به سوى بنى مصطلق فرستاد تا حضرت را از حال آنها با خبرسازد. (٩٣)
ـ در مجمع البيان، در بيان چگونگى غزوه حديبيّه مىآورد:
پيامبراكرم پيشاپيش خود، جاسوسى از قبيله خزاعه فرستاد تا حضرت را از حال قريش آگاه سازد. رسول خدا حركت كرد تا به غدير اشطاط ـ در نزديكى عسفان ـ رسيد. [درآن جا] جاسوس خزاعى برحضرت وارد شد و گفت: من از پيش كعب بن لوءىّ و عامربن لوءىّ مىآيم. شمارى از قبايل مختلف را گرد هم آورده، گروهى انبوه تدارك ديدهاند. آنها در پى كشتن شما يا كارزار با شما و راندن شما از مكه هستند. پيامبر فرمود: شبانه حركت كنيد و آنها چنين كردند. (٩٤)
ـ در تفسير نورالثقلين از امالى شيخ و باسند او از حلبى، در تفسير سخن پروردگار: «والعاديات ضبحا» (٩٥) و از زبان امام صادق(ع) روايت شده است:
رسول خدا عمربن خطّاب را در سريّه اى روانه كرد. اما او و همراهانش شكست خورده و درحالى كه يكديگر را به ترس و سستى نسبت مىدادند بازگشتند.خبر اين رويداد به پيامبر رسيد. حضرت خطاب به على(ع) فرمود: [از اين پس] تو نماينده ما در لشكر هستى خود را آماده كن و هركدام از سواران مهاجران و انصار را مىخواهى[برگزين]، آن گاه رسول خدا على(ع) را روانه ساخت و به او فرمود: روزها پنهان شو و در شب حركت كن و [لحظه اى] چشم [از اطراف[ برمدار. مىگويد: پس از آن كه على(ع) از دستور پيامبر آگاه شد به سوى آنها حركت كرد و سپيده دمان برآنها تاخت.
(٩٣) همان، ج١، ص٤٠٤.
(٩٤) مجمع البيان، ج٥، ص١١٧.
(٩٥) سوره عاديات، آيه١.