فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٢ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
از قبيله بنى سليم بيرون كشد و سراز تنش جداسازد. (١٥٢)
٧. موءيّد ديگر، روايت بلاذرى است:
... مصقله برادر نعيم بن هبيره ـ از پيروان على(ع) ـ درنامه اى به او نوشت: نزد من آى؛ به معاويه گفته ام تو را امير، و از برگزيدگان خود قرار دهد و درنزد او هرآنچه دوست دارى فراهم كرده ام؛[آن گاه ] نامه را همراه يك نصرانى از بنى تغلب كه به او «حلوان» گفته مىشد فرستاد. على(ع) برنصرانى و نامه همراه او دست يافت و [از سوى ديگر] به آن حضرت خبررسيد كه وى جاسوسى مىكند ، درپى دستور امام، دست او بريده شد و [دراثر اين كار] هلاك شد. (١٥٣)
شايد تشديد ياد شده با هدف جلوگيرى از برهم خوردن نظام انجام شده باشد.
حكم جاسوس ذمى
جاسوس ذمّى با انجام آنچه با پناه دادن او منافات داشته باشد از ذمّه خارج مىشود؛ مانند يارى رساندن به مشركان درجنگ و تصميم به نبرد با مسلمانان؛ خواه اين مسأله درپيمان ذمّه شرط شده باشد يا نه. چنان كه ظاهر كلام فقيهان بيانگر همين است. صاحب كتاب منتهى در بخشى از آن مىنويسد:
دوم: آنچه شرط كردن آن واجب نيست، اما اطلاق، آن را اقتضا مىكند و آن اين كه كارى نكنند كه با امان منافات داشته باشد بدين معنا كه قصد جنگ با مسلمانان نداشته باشند و مشركان را در نبرد با مسلمانان يارى نرسانند؛ چرا كه اطلاق امان چنين اقتضا دارد و اگر خلاف اين عمل كنند، امان را نقض كردهاند. به ديگر سخن، چنانچه با ما نبرد كنند واجب است با آنها
(١٥٢) بحار الانوار، ج٤٤، ص٤٥؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج١٦، ص٣١؛ الارشاد، ج٢، ص٩؛و....
(١٥٣) انساب الاشراف، ج٢، ص٤١٨؛ تاريخ طبرى، ج٥، ص١٣٠؛بحار الانوار، ج٣٣، ص٤١٧.