فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧٧ - رسالة الواجبات(نخستين رسالة عملية فارسى) ملاعبداللّه شوشترى
كند و ملازم صحبت عادل عارف بى شبهه شوذ.
واكر عادل يقينى به هم نرسد ترك نماز جمعه با او نكند امّا ظهر را منفردا ـ سابقا يا لاحقا ـ به جاى آورد و اكتفا به آنچه با او كرده، نكند.
و آنچه مذكور شد نسبت به جمعى است كه درمقام توجيه و تكفّر در اعمال خودند و ظاهرا دغدغه نباشد در فسق جمعى كه تابع ميل و غضب اند و از آثار و فحواى حال ايشان ظاهر ولايح باشد اتباع هواى نفس و عدم تفكّر در تصحيح افعال و اقوال خود بلكه حسن درنظر ايشان آن باشد كه موافق غرض و ميل ايشان باشد و قبيح آنچه مخالف آن باشد و اكر توجيهى براى اعمال خود ذكر كنند غرض حقيقى از آن دفع اعتراض غير باشد.
وچون جماعت از جمله واجبات نماز جمعه است ـ چنانچه ازكلمات سابقه فهم شد ـ پس متعرّض بيان احكام جماعت شدن لازم باشد و چون ذكر احكام آن به حيثيّتى كه وفا به احكام جماعت در بقيّه صلواتى كه جماعت نسبت به آنها مستحبّ و مرغوب اليه باشد از يوميّه و كسوفين و استسقا و عيدين و نماز ميّت اعمّ فايده است و غرض كلّى به آن متعلّق است پس ذكر احكام آن على وجه العموم انسب و اولى باشد.
ببايد دانست كه جماعت در فرايض يوميه اجر بسيار دارد و مبالغه درايقاع آن فوق الحدّ است حتى آن كه از روايت معتبره كه به آن اشاره شد چنين مستفاد مىكردد كه تاركش بى عذر مستحق سوختن است و از عدالت بهره ندارد و از اخبار ديكر چنين مستفاد مىشود كه ترك آن بى عذر موجب عدم قبول نماز است و چون چنين است پس بايد كه هركاه شخصى كه اقتداء به او توان كرد به هم رسد مهما امكن ترك نمازجماعت نكند.
ومجمل احكامش در غير نماز ميّت آن است كه چون امام تكبير كويد و هنوز به ركوع نرفته باشد بلكه تكبير ركوع نكفته باشد نيّت به طريقى كه سابقا به آن اشاره شد كند و معنى اقتداء را زياده برآن كند و بعد از آن تكبير بكويد و بعد از تكبير قراءت فاتحه و سوره كه درحال انفراد مىكرد ترك كند مكر آن كه نماز جهريه باشد و آواز امام را نشنود حتى همهمه او را يا آن كه درغير ركعت اوّل ملحق شود كه دراين صورت اكر چه نماز اخفاتى باشد دور نيست كه اكربعيد از امام باشد و قراءت امام رانشنود بايد كه در نفس خود قراءت كند همچنانچه