فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٩ - نظریة به خطابهای قانونى جعفر ساعدى
مگر درمرحله تنجز تكليف؛ اما فعلى بودن تكليف همچنان به حال خود باقى است؛ به سبب اين كه در عموم خطاب، ناسى جزء مخاطبهاست، با اين كه در زمان فراموشى از انجام تكليف معذور بوده و ديگر نيازى به خطاب، با عنوانهاى مخصوص مانند «أيها الناسي» نيست تا اشكال لغو بودن خطاب وارد گردد؛ زيرا خطابهاى قانونى شريعت مانند «يا أيها الذين آمنوا» براى ورود ناسى و نظاير او تحت عنوان عام كفايت مىكنند. همين عنوان عام «يا أيها الذين آمنوا» براى فراخواندن همگان به تكليف كافى است؛ چون ملتفت به طرف تكليف مركّب تام مىرود، درحالى كه ناسى و غافل، مركّب ناقص را به جا مىآورند؛ چرا كه فرض كرديم تكليف درخصوص جزء فراموش شده منجز نيست. پس اگر ناسى به ياد آورد، ديگر نيازى براى به جا آوردن مركّب تام نيست؛ زيرا شك در به جا آوردن آن، از قبيل شك بين اقل و اكثرى است كه اصل برائت را درآن جارى مىكنند. مگر اين كه در دليل وجوب، اطلاقى باشد كه حالت غفلت و التفات را در برگرفته باشد كه در اين صورت احتياط نموده و مركّب تام را به جا مىآوريم.
آنچه گذشت، اهميّت نظريه خطاب قانونى و آثارمهم آن را در فقه و اصول نشان داد. اين نظريه مورد توجه بزرگان و محافل علمى قرار گرفته، به ويژه كه طى سالهاى اخير در باره آن سخن بسيار به ميان آمده است. همان گونه كه در ابتدا گفتيم اين بحث نه تنها از بحثهاى بى فايده نيست، بلكه از بحثهاى مهم و كليدى علم اصول به شمار مىرود.