فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٥ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
بر اين مبنا كه تحقق مقدمه، تنها ، در سربرهنه كردن زن به دست يك اجنبى و نامحرم است و نيز براين مبنا كه كشف و روشن ساختن معلوم اجمالى نيز تجسّس به شمار مىآيد؛ زيرا آن حضرت از وجود نامه با خبربود.
همچنين اميرموءمنان درباره زنى كه فرزندى بچه خويش را انكار مىكرد تا او را از ارث محروم سازد، فرمود:
قنبر كجاست ؟ قنبر پاسخ داد: بله ، سرورم. حضرت فرمود: برو و آن زن را به مسجد رسول اللّه بياور. قنبر رفت و زن را پيش روى امام حاضر ساخت. حضرت به او فرمود: واى برتو! از چه روى فرزندت را انكار نمودى؟ گفت: اى اميرالموءمنين! من باكره هستم و فرزندى ندارم و هيچ بشرى نزديك من نيامده است! امام به او فرمود: سخن كوتاه كن. من پسرعموى بدر تمام هستم! منم روشنى بخش تاريكىها و ابهامها! [بدان كه [جبرئيل داستان تو را برايم بازگو كرده است. زن گفت: مولاى من! مامايى حاضر فرما تا مرا بنگرد كه آيا دوشيزه اى شوهر نديدهام يا نه. ماماى كوفه را حاضر نمودند. هنگامى كه زن با ماما روبه رو شد، دستبندى را كه بربازويش بود به او بخشيد و گفت:گواهى بده كه من دخترم. سپس ماما بيرون شد و خطاب به على(ع) گفت: سرورم! او دختر است، حضرت فرمود: دروغ گفتى اى پيرزن! قنبر! او را تفتيش كن و النگو را از او بگير. قنبر مىگويد: دستنبد را از شانه او بيرون كشيدم. (١٢٦)
روشن است كه نگاه ماما به شرمگاه زن يا سودن او كارى حرام و ناپسند است. همچنين، بازرسى پيرزن از سوى قنبر همراه بانگاه و لمس او ، حرام است. مگر آن كه گفته شود: تفتيش، تنها با نگاه قنبر و لمس كردن او نيست بلكه ممكن است به وسيله زن ديگرى انجام گرفته باشد. همچنين، عبارت «فأخرجته من كتفها» تنها، دالّ براين نيست كه قنبر دستبند را بيرون آورده است، بلكه گمان آن هست كه خود ماما النگو را بيرون آورده باشد.
(١٢٦) مستدرك الوسائل، ج١٧، ص٣٩٢ـ٣٩٤، باب ١٧، كيفيّة الحكم، حديث٧.