فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
باخبرشدم معاويه نامه اى به تو نوشته و مىخواهد فكر و دل تو را بلرزاند؛ نشاط را از تو بگيرد و دلسردت كند. از او برحذر باش كه شيطان هموست! (٧٦)
هـ) زمانى كه اميرالموءمنين مردم را به جنگ با اصحاب جمل فراخواند با خبرشد كه ابوموسى اشعرى ـ كارگزار امام دركوفه ـ مردم را از حركت به سوى آن حضرت باز مىدارد[و آنها را سست مىكند؛ اين بود كه [درنامه اى به او نوشت:
سخنى از تو به من رسيده كه هم به سود تو و هم برضد توست! (٧٧)
شايد منظور از عبارت «هم به سود تو و هم برضد توست» اين باشدكه تشويق مردم به نشستن و بازماندن، در ظاهر به سود توست اما در واقع به زيان تو مىباشد؛ و چه بسا اشعرى اين مطلب را از على(ع) پنهان داشته و به همين جهت آگاهى آن حضرت از اين امر مىبايد از راه تجسّس و تفتيش ممكن شده باشد.
و) وقتى على(ع) فهميد منذر بن جارود عبدى در بخشى از اختياراتى كه به وى داده پيمان شكنى و خيانت كرده به او نوشت:
شايستگى پدرت بى جهت مرا به تو اميدوار كرد و فريفت و گمان كردم تو از روش او پيروى مىكنى و راه او را در پيش مىگيرى؛ امّا ناگاه از تو خبر رسيد كه از روى هوى و هوس فرمان برى را به كنارى نهاده و براى آخرت خويش توشه اى باقى نگذاشته اى . (٧٨)
شايد سخن آن حضرت «ناگاه از تو خبررسيد» درپى خبررسانى جاسوسان امام بوده باشد.
ز) هنگامى كه به اميرالموءمنين خبر رسيد كه محمدبن ابوبكر ـ كارگزار آن حضرت درمصر ـ از بركنارى خويش و جايگزينى مالك اشتر غمگين و اندوهناك گشته، به وى چنين نوشت:
(٧٦) نهج البلاغه، ص٤١٥، نامه٤٤.
(٧٧) همان، ص٤٥٣، نامه٦٣.
(٧٨) نهج البلاغه، ص٤٦١، نامه٧١.