فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٩ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت آیت الله محمّد موءمن
حكمرسوله، و أمّا أن يقاتل الكفّار على حكم الجور و سنّتهم فلايحلّ له ذلك؛ (٤٠)
از امام صادق(ع) درمورد مردى پرسيدم كه با امان به سرزمين جنگ داخل شد، آن گاه با آن قوم ـ كه برآنها وارد شده بود ـ قومىديگرشروع به جنگ كردند؟ حضرت فرمود: فرد مسلمان بايد خود را كنترل كند و طبق دستور خدا و پيامبر او بجنگد. اما اگر ظالمانه و طبق دستور حاكم جور و ستمگر و به روش ستمگران بخواهد بجنگد، اين كار براى او جايز نيست.
چگونگى استدلال:
مراد از اين كه بايد جنگ طبق حكم خدا و دستور پيامبر باشد ـ به قرينه فقره ذيل حديث، اين است كه برنامه جنگ بايد الهام گرفته از سنت پيامبر و احكام نورانى اسلام باشد. موضوع جواز جهاد كلا اين است كه بايد از ضوابط اسلام پيروى كند و طبق احكام دين جريان يابد. پس اين كه فقيه مىتواند اقدام به جهاد كند، از مصاديق آشكار اين اطلاق است.
اشكال:
همان گونه كه جنگيدن بر طبق ضوابط شرعى و رعايت احكام جهاد ممكن نيست، همين طور لازم است فرمانده جهاد نيز صفات لازم را بايد داشته باشد تا فرمان جهاد از كسى كه واجد شرايط است صادر شود. پس حديث دلالت مىكند بر اين كه همه شرايط جهاد بايد رعايت شود حتى شرايطى كه لازم است درفرمانده جهاد وجود داشته باشد. پس اين حديث اطلاقى ندارد تا بتوان با آن براى جواز جهاد ابتدايى استدلال كرد.
برخى با اين روايت استدلال مىكنند بر اين كه جهاد، تنها پس از دستور پيامبر به جهاد، جايز مىشود؛ با اين ادعا كه مراد از «حكم خدا و پيامبر» كه درحديث آمده، دستورى است كه درجهاد از پيامبر صادر شده باشد؛ چه اين دستور جنبه نفى داشته باشد و
(٤٠) وسائل، باب٦، از ابواب جهاد، ح٣؛ تهذيب، ج٦، ص١٣٥ ـ ١٣٦.