فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٨ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت آیت الله محمّد موءمن
ولسنا نقول لمن أراد الجهاد و هو على خلاف ما وصفنا من شرائط اللّه عزّوجلّ على الموءمنين و المجاهدين: لاتجاهدوا، ولكن نقول قد علّمنا كم ما شرط اللّه عزّوجلّ على أهل الجهاد الّذين بايعهم و اشترى منهم أنفسهم و أموالهم بالجنان، فليصلح امروء ما علم من نفسه من تقصير عن ذلك و ليعرضها على شرائط اللّه فان رأى انّة قد وفى بها و تكاملت فيه فانه ممن أذن اللّه عزوجلّ له في الجهاد؛ (٣٩)
ما به كسانى كه بخواهند به جهاد بروند درحالى كه آن شرايطى را كه خداى متعال براى موءمنان و مجاهدان شرط كرده ندارند، نمىگوييم جهاد نكنيد، امّا مىگوييم: ما شرايط خداى متعال براهل جهاد را به شما ياد داديم؛ خدا از آنها پيمان گرفته و جان و مالشان را در برابر بهشت خريدارى كرده است. هركس اين شرايط را ندارد، بايد خود را اصلاح كند و خود را با شرايط خدا تطبيق دهد؛ اگر آن شرايط را دارد و در او به حدّ كمال رسيده، او از كسانى است كه خدا به او اذن داده كه به جهاد اقدام كند....
اين حديث تقريبا صراحت دارد در اين كه هرمجاهد راه اسلام، بايد آن شرايط راداشته باشد و دراين فقره روشن ساخته است كه داشتن اين صفات براى هر مجاهدىضرورى است و بايد پس از اصلاح خود، اقدام به جهاد كند. پس حديث درصدد بيان چيز ديگرى است. از اين گذشته اشكال ديگر اين حديث، ضعف سند آن است.
٥. طلحةبن زيد ـ كه از عامه است و كتابش قابل اعتماد مىباشد ـ در روايت معتبرى مىگويد:
سألته عن رجل دخل أرض الحرب بأمان،فغزا القوم الّذين دخل عليهم قومآخرون، قال: على المسلم أن يمنع نفسه و يقاتل على حكم اللّه و
(٣٩) وسائل، باب٩، از ابواب جهاد عدّو، ح١، ج١١، ص٢٣و٢٨؛ كافى، ج٥، ص١٣و١٩.