فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٦ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
مورد چيزى از روايت به دست نمىآيد. بنابراين شايسته است برهمان كه گفتيم تكيه كنيم كه امورى همچون تجسّس يا پناه دادن، درعرف، با عقد ذمه ناسازگار است و به دليل ويژه اى هم نياز نيست.
درمورد اثبات و تحقق جاسوسى گفتنى است كه تجسّس با كشف راز و درون پديدهها هرچند با نگاه به رسانههاى داخلى و مانند آن، و خبردهى به دشمنان اسلام تحقق مىيابد.
امان دادن به جاسوس
آيا در برابر خبررسانى جاسوس از امور دشمنان، امان دادن به او جايز است يا نه؟
چنانچه امان دادن، مفسده اى درپى نداشته باشد بى اشكال است؛ بلكه درپاره اى موارد، واجب است واين درجايى است كه خبرهاى جاسوس، از اهميّت ويژه اى برخوردار باشد.
موءيّد ما روايت واقدى از رسول خداست:
آن حضرت به مردى يهودى فرمود: نزد كه بودى و كيستى؟ يهودى گفت: اى اباالقاسم! اگر راست بگويم درامانم؟ رسول خدا(ص) فرمود: آرى. گفت: از دژ «نطاة» و ازميان گروهى مىآيم كه آرايش و ترتيبى ندارند... اى اباالقاسم! از خون من درگذر. فرمود: تودرامانى. گفت: زنم در دژ«نزار» است. او را به من ببخش. فرمود: از آن توست. (١٥٩)
رويدادى كه واقدى نقل كرده و پيشتر هم به آن اشاره شد، موءيّد ديگر دراين زمينه است:
رسول خدا على(ع) را همراه صد نفر راهى كوى بنى سعد درفدك كرد... امام [درميانه راه] به جاسوسى برخورد و فرمود: كه هستى؟ آيا از پشت سرت از گروه بنى سعد خبرى دارى؟ گفت: از آن بى خبرم.
براو سخت گرفتند؛ آن گاه اقرار كرد كه جاسوس آنهاست و او را به سوى
(١٥٩) المغازى، ج٢، ص٦٤٧و٦٤٨؛ الاستخبارات والامن، ج٣، ص٢٨.