فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٥ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
ابن اثير مىگويد: نقباء جمع نقيب است و او همان دانا و مهتر قوم است كه مقدم برآنهاست و اخبار آنها را مىداند و از احوال آنها تفتيش مىكند. (١٠١)
از تعبيرهاى پيش گفته به دست مىآيد كه وظيفه نقيب و عريف(سرپرست) اگر چه تنها، تفتيش نيست ولى ـ همان گونه كه صاحب نهايه به آن تصريح دارد ـ از آن بيرون هم نيست.
بنابراين تعبيرهايى كه وارد شده و به كارگيرى سرپرست و مهتر را ترغيب مىكند، سربسته، نشان دهنده ترغيب و تشويق به تفتيش و تجسّس است. دراين زمينه روايات بسيارى وجود دارد كه ماگوشه اى از آنها را دراين مجال مىآوريم:
١. ابن هشام مىآورد:
هنگامى كه اهل مدينه در عقبه(گردنه) دوم با رسول خدا پيمان بستند، حضرت خطاب به ايشان فرمود: دوازده نفر از خودتان به عنوان سرپرست به من معرفى كنيد تا درمسائل مربوط به آنها، كفيل و ضامن قوم خود باشند.[آنها نيز چنين كردند و] دوازده نفر از آنان به عنوان سرپرست پيش آمدند؛ نه تن از خزرج و سه نفر از اوس. آن گاه رسول خدا رو سوى برگزيدگان نمود و فرمود: شما درمسائل قوم خود، سرپرست و كفيل آنها هستيد، همان طور كه حواريّون، كفيل عيسى بن مريم بودند. من نيز كفيل قوم خويش ، (مسلمانان) هستم. آنها نيز گفتند: آرى[همين طور است]. (١٠٢)
٢. ابو داود از رسول خدا نقل مىكند:
عرافه(خبر دهى) حق است و مردم را گريزى از به كارگيرى عرفاء (خبرگيران) نيست؛ اما عرفا[ى فتنه انگيز [جايگاهشان درآتش است. (١٠٣)
(١٠١) النهاية في غريب الحديث والاثر، ج٥، ص١٠١، مادّه «نقب».
(١٠٢) سيره ابن هشام، ج٢، ص٨٥و٨٨.
(١٠٣) سنن ابى داود، ج٢، ص١٣٢، كتاب الخراج و الامارة و الفيء، باب العرافه.