فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - جرائم امنيت عمومى -محاربه- آیت الله سيد محمد باقر حكيم
«فساد» يعنى خارج شدن چيزى از حالت اعتدال و فرق نمىكند اين عدم تعادل اندك باشد يا بسيار و «صلاح» ضد فساد است و واژه «فساد» در روح و روان و جسم و چيزهاى نامتعادل استعمال مىشود. خداوند فرموده است: {لفسدت السّماوات و الارض} و {لوكان فيهما آلهة إلا اللّه لفسدت } و {ظهر الفساد في البرّ و البحر} . (٢٧)
درتاج العروس آمده است:
شيخ ما گفت: عبارات آنان در باره معناى «فساد» با هم اختلاف دارد؛ قول ضعيفى گفته است:«فسدالشيء» يعنى باطل و نابود شد، و نيز يعنى تغيير كرد. بيشتر مفسران «فساد» مذكور درآيه «لوكان فيهما آلهة إلا اللّه لفسدتا» را بر معناى اوّل حمل كردهاند. زجاج «فساد» مذكور در آيه «ظهر الفساد في البرّ و البحر» را به بى حاصلى و خشكى بيابانها و قحطى دريا «به معناى قحطى درشهرهاى مشرف بر نهرها و رودخانهها) تفسير كرده است. (٢٨)
درمعجم الفاظ القرآن الكريم پس از ذكر ماده «فساد» و مشتقات قرآنى آن، آمده است:
بى حاصلى بيابانها و رواج قحطى در دريا، فساد مادى است و فساد معنوى نقيض صلاح مىباشد. (٢٩)
ب) فساد در زمين از ديدگاه قرآن كريم: عبارت «الفساد في الارض» در قرآن كريم فراوان وارد شده و در غالب آنها در معانى زير ظهور دارد:
ـ برهم زدن نظم و امنيت اجتماعى،
ـ تلاش براى خنثى و بى اثر كردن نظام و مقررات اجتماعى،
(٢٧) معجم مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، ماده«فسد» به اختصار.
(٢٨) تاج العروس، ج٢، ص٤٥٣.
(٢٩) معجم مفردات الفاظ القرآن، ج٢، ص٣٠٨.