فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٦ - بيع زمانى سعيد شريعتى
قرار مىگيرد قرارداد صلح منافع است. طبق اين قرارداد، شخصى كه مالك عين است مالكيت عين را به مشتريان منتقل نمىكند، بلكه صرفا منافع عين مورد نظر را به چند نفر از طريق عقد صلح، انتقال مىدهد.
به عنوان مثال شخصى كه مالك ويلا يا آپارتمان است منافع ملك خود را به دوازده نفر به صورت صلح معوّض منتقل مىكند، به گونه اى كه هريك از آنها در برابر وجهى، منافع يك ماه در سال آن ملك را مالك مىشود. چنان كه مشاهده مىشود چنين صلحى در واقع، نتيجه عقد اجاره را به دنبال دارد؛ يعنى همان گونه كه دراجاره، عين درمالكيت موجر باقى مانده، منافع آن درمدّت معيّن به مستأجر تمليك مىشود، درعقد صلح مورد نظر نيز، منافع عين به صورت زمان بندى شده به صلح كنندگان انتقال مىيابد. بدين ترتيب، آنان سهم و بهره اى از عين مال ندارند و تنها درمدّت زمان معيّن، مالك منافع آن مىشوند.
اين شيوه در سالهاى اخير مورد عمل بعضى شركتها قرار گرفته است كه از آن جمله مىتوان از «شركت نارنجستان زيباى شمال» نام برد. شركت مزبور كه در سال ١٣٧٥ تأسيس و ثبت شده، از بدو تأسيس اقدام به احداث هتلى كرده است. به گفته مسوءولان شركت، اين شركت به جاى اين كه منافع هر اتاق يا سوئيت را به صورت روزانه به افراد واگذارد و مال الاجاره دريافت كند، منافع اتاقها و سوئيتها را به صورت قطعى و براى مدت يك ماه در سال با انعقاد عقد صلح منافع منتقل كرده است. متصالحان درمدتى كه مالك منافع هستند مىتوانند شخصا از آن منتفع گردند يا به دستور آنان، منافع به ديگران واگذار و مال الاجاره دريافتى به متصالحان پرداخت شود.
اين شيوه اگر چه از نظر فقهى و حقوقى، بى اشكال به نظر مىرسد امّا اجراى آن، منافع متصالحان را درمعرض خطر قرار مىدهد؛ زيرا متصالحان كه تنها مالك منافع ملك هستند، هيچ گونه حق مالكيتى نسبت به خود ملك ندارند. بنابراين حق هيچ گونه تصميم گيرى درمورد عين مال را ندارند. از طرف ديگر مالك عين اگر چه، مالك منافع آن نيست، اما با استناد به مالكيت عين مىتواند دست به اقداماتى بزند كه درنهايت به ضرر صاحبان