فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٧ - جرائم امنيت عمومى -محاربه- آیت الله سيد محمد باقر حكيم
روى زمين شمرده مىشود.
طبيعى است كه ترساندن وقتى محقق مىشود كه اقدام به جرم معينى به قصد ايجاد ترس صورت گيرد و عناوينى كه در روايات دسته نخست به آنها اشاره شد فقط به عنوان معرّف اخلال و بيان مصاديق آن مطرح شدهاند.
اين نتيجه گيرى موءكّد آن مطلب است كه گفتيم : هيچ يك از اين روايات درصدد تعريف محارب و بيان مفهوم آن نيستند؛ بلكه گاه تنها در صدد بيان حكم آن مىباشند و گاه بيانگر موارد تحقق و انطباق آن.
بايد افزود كه همه روايات پيش گفته به توسعه مساحت و دايره انطباق عنوان محارب گرايش دارند و همين گرايش تأكيد مىكند كه خصوصيت موجود در روايات، يك خصوصيت و ويژگى فراگيرى است كه تنها مربوط به يكى از عناوين نيست بلكه در همه عناوين سارى و جارى است.
اشكال: گاه گفته مىشود كه اگر خصوصيت اخلال درامنيت و نيز ترساندن ، موضوع حكم است چرا در روايات به عنوان موضوع حكم قلمداد نشده يا دست كم چرا «إفساد في الارض» موضوع حكم قرار داده نشده است؟ حال آن كه اثرى از بيان «إفساد في الارض» به عنوان موضوع حكم در اين روايات ديده نمىشود بلكه درآنها تعبير محارب به عنوان موضوع حكم به فراوانى آمده است؛ پس به ناچار بايد مفهوم عرفى محارب موضوع حكم قرار گيرد و ما هستيم و مدلول لغوى و عرفى محارب كه گاه بر معناى ديگرى ـ غير از اخلال در امنيت و ايجاد ترس ـ دلالت دارد؛ مانند اسلحه كشى براى ارتكاب جرم.
جواب: اگر مطالب گذشته را در نظر بگيريم اشكال مذكور درست نيست؛ زيرا گفتيم كه عنوان «محارب» اصطلاحى فقهى است كه در عصر متأخّر، ازآيه گرفته شده است؛ ازاين رو در روايات اهل سنت (٦١) اثرى از اين عنوان ديده نمىشود و تنها در نصوص فقهى
(٦١) عجيب و درخور توجه است كه در كتابهاى عامّه روايتى در باره اين موضوع وارد نشده است به جز مطالبى كه در تفسير آيه كريمه نقل كردهاند. از اين جا جايگاه روايات رسيده از اهل بيت(ع) درمقايسه با روايات وارده دركتب عامه مشخص مىشود و بين آنها فرق بسيار است.