فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٥ - جرائم امنيت عمومى -محاربه- آیت الله سيد محمد باقر حكيم
زيرا سياق هردو يكى است؛ ليكن در اوّلى، از اسلحه كشى به عنوان يك خصوصيت و ويژگى ياد نشده است؛ بلكه تنها به ذكر ترساندن بسنده كرده است و درعرف، «كشيدن اسلحه» به عنوان يكى از مصاديق ترساندن تفسير مىشود.
در روايت معتبر ضريس(شماره يك) نيز براين مطلب تأكيد شده است. دراين روايت اگر چه از اسلحه به صراحت ياد شده، ليكن مقيد كردن حمل آن به شبانگاه ظهور دارد در اين كه خصوصيتى كه موجب ترتّب حكم محارب مىشود همان ترساندن است؛ زيرا عرف براى اين قيد زمانى تفسيرى ندارد جز اين كه حمل سلاح در شب، ترس بر انگيز و خوفناك است.
در تأييد برداشت بالا مىتوان اضافه كرد كه از استثناى موجود در جمله «إلا أن يكون رجلا ليس من أهل الريبة» به خوبى روشن مىشود كه خوف و ريبه، همه ملاك حكم است؛ زيرا اگر شخص مسلح از اهل ريبه نباشد، مردم از او نخواهند ترسيد و فقدان ترس، حكم را منتفى مىكند هر چند حمل سلاح آن هم در شب محقق شده باشد.
اگر دو معتبره منصور و غياث بن ابراهيم(روايات شش و هفت) را كه در مورد دزد وارد شده است ملاحظه كنيم، استنتاج بالا بازهم روشن تر مىشود؛ زيرا با آن كه عنوان محارب محقق شده است؛ در روايت منصور اين حكم و تطبيق آن به چيزى مقيد نشده و در روايت غياث به «اراده كردن اهل و مال» مقيد شده است و اين مطلب مىرساند كه اگر كسى براى فساد كردن بكوشد و قصد ارتكاب جرم داشته باشد، محارب است هرچند بالفعل مرتكب جرم نشده باشد.
روشن است كه در فرهنگ عرف و لغت، «لصّ» به كسى اطلاق مىشودكه به قصد تجاوز به مال يا خانواده مردم، غافلگيرانه به خانه آنها وارد شود. بر پايه اين تعريف معناى ديگرى براى اين واژه متصور نيست.
استدلال به اين روايات از آن جهت تمام است كه مىدانيم درميان هرسه دسته آنها ، دست كم يك روايت معتبر وجود دارد كه بتوان به آن استناد كرد. ما به همان روايت استدلال مىكنيم و به ساير روايت با ديده موءيّد و توضيح دهندء آن روايت مىنگريم.
اشكال: به دو روايت مربوط به دزد ـ كه مهم ترين دليل معتبر بر الغاى خصوصيت