فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥١ - جرائم امنيت عمومى -محاربه- آیت الله سيد محمد باقر حكيم
آن مردم منافقى كه مسجدى براى زيان به اسلام برپا كردند [تا مردم به مسجد پيغمبر و نماز او حاضر نشوند [و مقصودشان كفر و عناد و تفرقه بين مسلمانان و مساعدت با دشمنان ديرينه خدا و رسول بود و با اين همه، قسمهاى موءكّد ياد مىكنند كه ما هيچ قصدى جز قصد خير و توسعه اسلام نداريم. خدا گواهى مىدهد كه محققا دروغ مىگويند.
{فإذا لقيتم الّذين كفروا فضرب الرّقاب حتّى إذا أثخنتموهم فشدّوا الوثاق فإمّا منّا بعد و إمّا فدآء حتّى تضع الحرب أوزارها ذلك ولو يشآء اللّه لانتصر منهم و لكن ليبلو ا بعضكم ببعض و الّذين قتلوا في سبيل اللّه فلن يضلّ أعمالهم} ؛ (١٨)
شما موءمنان چون[درميدان جنگ] با كافران روبه رو شويد بايد [شجاعانه] آنها را گردن زنيد تا آن گاه كه از خونريزى بسيار، دشمن را از پا درآوريد[و به كلى مغلوب و تسليم سازيد] پس از آن اسيران جنگ را محكم به بند كشيد تا بعدا آنها را آزاد گردانيد يا فدا گيريد تا زمانى كه سختىهاى جنگ فروكش كند(يعنى تا كافران تسليم شوند و جنگ خاتمه يابد و يا تا همه ايمان آرند و جنگ از جهان برافتد) اين حكم فعلى است و اگر خدا مىخواست خود از كافران انتقام مىكشيد[وهمه را بدون جنگ شما هلاك مىكرد [ليكن [خدا با اين جنگ بين كفر و ايمان] مردم را توسّط يكديگر مىآزمايد و آنان كه در راه خدا كشته شدند هرگز خداوند رنج و اعمالشان را ضايع نگرداند.
با نگاهى كلى و اجمالى به تفسير اين آيات درمى يابيم كه مصداق متيقن ماده «حرب» رويارويى و مقاومت قهر آميز و مسلحانه در برابر خدا و پيامبر است.
نكات زير نيز موءيّد برداشت و تفسير ياد شده است:
الف) استعمال واضح واژه «حرب» در رويارويى مسلحانه در آيههاى ٦٤ از سوره مائدهو ٥٧ از سورهانفالو چهار از سوره محمد(ص).
ب) قرارگرفتن واژه «تشريد»(پراكنده كردن دشمنان حربى و پيروانشان) دركنار واژه
(١٨) سوره محمد، آيه٤.