سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٣٢
و عقل)، معتقد جمعى از عرفاى امت مرحومه و برخى اقدمين حكماست؛ ولى بنا بر انكار حركت جوهرى (كه شيخ بر امتناع آن برهان اقامه فرموده است) و نفى تشكيك ذاتى و انكار وحدت و اصالت وجود، نمىتوان اصلا تفوه به اتحاد عاقل و معقول نمود؛ لذا شيخ رئيس كه منكر اين قواعد است، معتقد به آن را سفيه و نادان مىداند.
چه آنكه اگر صور علمى، صورت تمامى نفس نباشند و نفس ناطقه در ابتداى وجود عين مواد و اجسام نباشد و مقام تجرد را از طى حركات جوهرى و ذاتى واجد نشود و صور علمى از اعراض و كمالات ثانوى نفس باشند، هرگز نتوان معتقد به اتحاد شد؛ لذا مىبينيم كسانى را كه يكى از اين اصول براى آنها برهانى نيست، منكر اتحاد عقل و معقول و عاقلند. سيد الحكماء آقا ميرزا ابو الحسن جلوه چون منكر حركت جوهر است و شكوك و ايرادات شيخ رئيس براى او قابل انحلال نيست و يا به قول مرحوم استاد مشايخنا العظام، حكيم بارع كامل و متألّه زاهد، آقا ميرزا حسن كرمانشاهى (رض) از تصور حركت ذاتى و جوهرى عاجز بود، زير بار اعتقاد به اتحاد نرفت.
بايد اين نكته را مسلم دانست كه صرف اعتقاد فرد يا افرادى به مبانى آخوند ملا صدرا، موجب نيست كه بگوييم اين فيلسوف فلان مسأله را از ديگران گرفته و- نعوذ باللّه- مرتكب اين بىانصافى شده است و به اسم خود قالب زده است [١].
اين آراء و افكار قبل از ملا صدرا به صورت معماى غير قابل حل موجود بود و او پرده از اين راز برداشت، لذا قواعدى را تأسيس نمود كه با آن قواعد، به هر دژ و قلعه غير قابل تصرف و دور رس كه قدم گذاشت، فاتح شد (و ذر الذين يلحدون فى اسمائه و للّه الفتح من قبل و من بعد).
ملا صدرا در مباحث حركت عباراتى از فخر رازى نقل كرده است و مأخذ نشان نداده است، آنچه را كه نقل نموده مسائلى است رايج و مسلم نزد مشايى و اشراقى و مسأله مورد اختلاف در اين منقولات، وجود ندارد و اين رويه بين قدما و متأخرين مرسوم و معمول
[١]بعضى را مىبينيم كه از اين اصول غفلت دارند و بيهوده خود را در امورى دخالت مىدهند كه از عهده آنها خارج است و چهبسا اشخاصى را هم در اشتباه بيندازند.