سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٢٤
بر خلاف او، معاصر او آقا محمد رضا قمشهاى در عرفانيات و إلهيات يكى از نوادر اعصار به شمار مىرود و نظير او شايد در دوران رواج عرفان و تصوف، يعنى عصر قونيوى و فرغانى و كاشانى و قيصرى نادر است.
آقا محمد رضا با آنكه در عرفان بىنظير است، در حكمت بحثى نيز صاحب سهمى وافر مىباشد؛ شفا و شرح اشارات را با كمال تسلط تدريس مىنمود.
معروف است كه آقا ميرزا ابو الحسن در مقام معارضه علمى از عهده او برنيامد؛ چون او شروع به تدريس تمهيد القواعد و شرح فصوص نمود و از عهده برنيامد، ولى آقا محمد رضا همان حكمت به سبك مشاء؛ شفا و شرح اشارات را با كمال تسلط تدريس نمود و افاضل او را در اين فن نيز بر آقا ميرزا ابو الحسن جلوه ترجيح دادند.
نگارنده از آقا محمد رضا بر جواهر و اعراض اسفار حواشى دارد كه معرف مقام علمى اوست و مشتمل بر تحقيقات و تدقيقات عاليه و بسيار جالبى است.
مرحوم آقا ميرزا ابو الحسن بر مبانى و ادله ملا صدرا در حركت جوهر و اتحاد عاقل و معقول و نيز بر مبحث وحدت وجود اشكالاتى دارد كه حاكى از عدم تسلط او به افكار ملا صدرا و دليل بر كم عمقى او در مشكلات فلسفه است و همين معنا سبب شده كه مناقشات او را بر آخوند بىاساس جلوه دهد و اعاظم عصر به اين مناقشات به نظر بىاعتنايى بنگرند [١].
بر آيند، مملكتى كه مهد فلسفه و عرفان و مركز تحصيل علوم عقلى و محل پرورش صدها فيلسوف و عارف بزرگ است، در آينده نزديك اين افتخار را از دست خواهد داد.
چرا بايد در علوم و معارفى كه خود ما مؤسس و مبتكر و يا زندهكننده آنها بودهايم و دنياى متمدن، اقبال تام و تمامى نسبت به اين معارف دارد، خود را بىطرف و بىخبر نشان بدهيم و ديگران اين قبيل از مراكز را رهبرى نمايند؟.
بايد سربسته گفت و گذشت كه واقعا اسفآور است كه بهترين آثار علمى ما را (در اكثر شعب علمى مرسوم در قرون گذشته) ديگران احيا نمايند و ما نسبت به آن بىاطلاع و چهبسا بيگانه باشيم و احيانا از اهميت آن بىخبر.
هيچ ملتى در صحنه پهناور جهان محو و نابود نشد، مگر آنكه قبلا موجبات افتخار خود را از دست داد كه گفت: «اوّل شمعت را خاموش مىكنم بعد خودت را مىكشم».
[١]نگارنده هرگز در صدد اهانت به مقام شامخ جلوه و افكار او برنيامده است و در اين نيز شك ندارد كه