احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٢
هنگامی که خداوند اراده کرد تا در زمین خلیفه و نمایندهای که حاکم زمین باشد قرار دهد، این موضوع را به فرشتگان خبر داد، ولی فرشتگان از این خبر شگفت زده شدند و با خود گفتند: کسی که جانشین خدا در زمینِ او خواهد شد، هرگز نمیتواند عالمی برپا سازد که از نظر پاکی و رحمت برابر با ملکوت آسمان باشد، چه این که خداوند پیش از آدم علیه السلام انسان هایی را آفریده بود و آنان در زمین به فساد و تباهی پرداختند.
فرشتگان به خدای خود چنین عرضه داشتند: آیا در زمین انسانی را قرار میدهی که با گناه و معصیت در آن، فساد کند و به خونریزی بپردازد، در حالی که ما آنگونه که در شأن توست، تو را منزّه دانسته و به شکرانهات تو را مدح و ستایش میکنیم! فرشتگان بدین جهت این سخن را به خدای خویش عرض کردند، که خویشتن را برتر از آفریدهای میدانستند که قرار بود جانشین قرار گیرد و خود را به جانشینی در زمین سزاوارتر از او میپنداشتند.
امّا خدای متعال با اسرار غیبی که بر آنان پوشیده بود و حکمتی که خاص آفرینش آدم علیه السلام بود به آنان پاسخ داد: خداوند چیزی را میداند که آنان از آن آگاهی ندارند.[١]
سوم: تعلیم اسماء به آدم علیه السلام
پس از آنکه خداوند، حضرت آدم علیه السلام را آفرید، اسماء[٢] را به وی آموخت،تا در زمین توان یافته و به نحوی بایسته ازآنها بهره مندگردد،از طرفی خدای سبحان اراده فرموده بود که عیناً به فرشتگان بنمایاند، این آفریدۀ جدیدی
[١] . سوره بقره/٣٠.
[٢] . گویند مراد از اسماء جمیع صناعات و عمارت زمین و انواع خوراکیها و ادویه و استخراج معادن و کاشتن درختان و منافع آن و همۀ چیزهایی است که مربوط به عمارت دین و دنیا باشد، چنانکه ابن عبّاس و مجاهد و سعید بن جبیر و اکثر متأخّرین گفتهاند (دائره الفرائد، ج١، ص ٣١٨).