ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٦ - عامل يكم - قيافهء حق بجانب كلمهء علم
و تعيين كنندهء خطوط زندگى از فضاى جوامع صنعتى بر مغز مردم تلقين گشت مخصوصا با نظر به اين كه كشورهاى صنعتى ميدان تنازع در بقا و اعمال قدرت در اشكال گوناگون را در اختيار خود گرفتند . و بهيچ وجه در اين مسئله نينديشيدند كه آيا اين بود معناى علم كه انسانهاى آگاه و آزاد را دست بسته به جبر قوانين ماشين آلات سپرده و احساس مسئوليت در زندگى را بكلى نابود بسازد آيا اين بود معناى علم كه انسان با دست خود ، خود را به شكل ابزار و وسايل ماشينى در اختيار قدرتمندان خود كامه كه اداره كنندگان ماشين بزرگ اجتماع هستند ، در آورد . بهر حال چشمگير بودن پديدهء صنعت نيز كه از علم زاييده شد و سپس راهزن خود علم و انسان هشيار و آزاد كه بوجود آورندهء علم گشت ، يكى از عوامل اشتغال مردم ساده لوح به گرداندن تسبيح علم گشته ، و جنبهء ذكر مقدس بخود گرفت : علم ، علم ، علم ، علم ، . . . . از طرف ديگر بازيگران صحنهء حيات بشرى مجال ندادند كه مردم حق طلب و واقعيت گرا اين سؤال را مطرح كنند كه بسيار خوب ، صنعت يك نمايش بسيار عالى علم است و منكر آن از خرد و منطق محروم است ، اما آيا اجازه مى دهيد از شما بپرسيم كه اين صنعت كه يك پديدهء فوق العاده با اهميت است و مى تواند بعنوان يكى از بهترين جلوه گاههاى نبوغ آدميان محسوب شود كه توانسته است طبيعت و پديدههاى پيچيده و ظريف آن و معادن گوناگون را دگرگون ساخته ، اين همه پديدههاى بهت انگيز را بوجود بياورد ، آيا همه به تنهائى حيات بشرى است آيا نبايد بشر طرز ارتباط و بهره بردارى از صنعت را در راه « حيات معقول » خود درك نموده و به اسارت آن در نيايد آيا علم بشما گفته است كه هرگز نگذاريد انسان حتى يك لحظه در باره حيات خود و اين كه از كجا آمده و براى چه آمده و بكجا مى رود بينديشد آيا علم اين دستور را صادر كرده است كه كرهء زمين را با آن همه زيباييهايش به كارخانجات اسلحه سازى مبدل نمائيد و نگذاريد هيچ انسانى در بارهء ارزشها و عظمتهاى