ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - حقيقت دوم - نگرش تركيبى
جهان طبيعت را دريافت نموده ، جنبهء آيات بودن آنرا درك كرد ، چنانكه مى توان از مطالعهء رياضى محض در اجزاء يك منظرهء زيبائى طبيعى بالاتر رفته و زيبائى آنرا براى درك و فهم مطرح نمود . منظرهء مورد مطالعه و درك در هر دو حال ( مطالعهء رياضى محض و درك و فهم زيبائى ) يك حقيقت است ، ولى هر يك از دو نگرش ، درك بعدى از آن حقيقت عينى را اثبات مى كند . هيچيك از دو ارتباط مزبور ( رياضى و زيبائى ) خيال و پندار نيست ، چنانكه هيچيك از دو ارتباط مزبور آن حقيقت عينى را تجزيهء عينى نمى نمايد . پس نگرش به جهان عينى بعنوان آيات الهى كه ناشى از بينائى عالى در جهان و بالاتر رفتن از ارتباط و تأثير و تأثر طبيعى محض ما بين انسان و جهان است ، نه خيال و پندار است و نه واقعيت را تجزيه مى كند ، بلكه اين يك بينائى ناب در جهان است كه حكمت و آهنگ كلى آن را در مى يابد : رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا [١] ( اى پروردگار ما ، جهان به اين عظمت را كه تبلورگاه حكمت و مشيت تست ، باطل نيافريده اى ) حال كه با دو نوع نگرش تحليلى عقلانى و تركيبى حكيمانه مى توان آيات بودن همهء اجزاء جهان و روابط آن را درك كرد ، آيا اعراض از اين دو نوع نگرش و محبوس شدن در تنگناى جريان تأثير و تأثر با جهان عينى تكبر و استكبار در برابر آيات آن نيست چه تكبرى بالاتر از اين كه آدمى به شناختهاى معمولى خود كه محصولى از موضع گيرى محدود در برابر طبيعت است ، ارزش مطلق قائل شود و حتى براى يك لحظه به فرا رفتن از آن موضع گيرى رضايت ندهد تشبيه اعجاز آميز آيه ششم از سورهء انفال را كه مى گويد : ( يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ) ( گوئى به طرف مرگ رانده ميشوند . ) دقت فرمائيد ، يعنى دست برداشتن از موضع گيرى ضد حق كه به آن چسبيدهاند ، مانند رانده شدن به سوى مرگ است ، زيرا زندگى خود را در همان موضع گيرى مى بينند اين آيه را در مبحث بعدى ملاحظه خواهيم نمود .
[١] آل عمران آيه ١٩١ .