ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - سخن از روى جهل در بارهء حق ، تباهى حتمى را بدنبال دارد
و مى تواند جهانى را آباد كند . اگر غوره بتواند اين مطالب شما را بفهمد ، صدها سؤال براى اين غورهء بينوا پيش مى آيد و زير رگبار چون و چراهائى قرار خواهد گرفت كه فقط يك پاسخ خواهند داشت و آن پاسخ عبارتست از « ممكن نيست » . اين چون و چراها با سير قانونى غوره به سوى انگور شدن ، نه تنها به پاسخهاى قانع كننده خواهند رسيد ، بلكه از ريشه منتفى خواهند گشت . كودكى را در نظر بگيريد كه مى خواهيد به او بفهمانيد كه شما اگر با سير منظم درس بخوانيد و در اين مسير عشق و علاقه داشته باشيد و قواى مغزى شما بكار بيفتد ، روزى فرا مى رسد كه شما مى توانيد جهانى را آباد كنيد ، زيرا < شعر > و فيك انطوى العالم الأكبر < / شعر > ( جهانى بزرگتر در درون تو به وديعت نهاده شده است ) .
اين كودك بينوا اگر گفتههاى شما را بفهمد و ذهنش آمادگى داشته باشد ، صدها چون و چرا به ذهنش خطور خواهد كرد كه با جاروب « ممكن نيست » ، از افق مغز او ناپديد خواهند گشت ، ولى با شروع حركت تدريجى بسوى فرا گيرى دانش و بينش و با به فعاليت رسيدن نيروهاى گوناگون مغزى و روانى او ، همهء آن چون و چراها از ريشه منتفى خواهند گشت . در حقيقت بهر مرحله اى بالاتر از مرحلهء قبلى كه مى رسد ، خواهد گفت :
< شعر > اى لقاى تو جواب هر سؤال مشكل از تو حل شود بى قيل و قال < / شعر > سخن از روى جهل در بارهء حق ، تباهى حتمى را بدنبال دارد فراوانند مردمى كه خود را در همهء مسائل بنيادين جهان بينى و اصول انسانى صاحبنظر مى دانند و چنين مى پندارند كه اعتراف به جهل و بى اطلاعى در بارهء آن مسائل ، مساوى خود كشى بلكه بدتر از خودكشى است و اين حقيقت را نمى فهمند كه با درك و توجه به جهل و اعتراف بآن ، نيمى از راه علم را در مى نوردند . در آن هنگام كه يك انسان خبر از حق و حقيقت مى دهد ، همهء آن انسانها كه در جستجوى حق و حقيقتند ، براى پذيرش آن خبر آماده ميشوند ،