ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - ١ - معرفت
رويارو شدن با پديدههاى جديد و بر خلاف توقع دچار حيرت شوند .
قسم دوم - حيرت ناشى از جهل
قسم دوم - حيرت ناشى از جهل - ذهن ابتدائى انسانى در برابر پديده اى كه موجب حيرت او مى گردد ، حالات مختلفى دارد : يك - بروز حيرت در ذهنى كه حتى در بارهء خود تحير هم چيزى نمى داند ، يعنى نمى فهمد كه ذهن او بجهت جهل به واقعيت در حيرت فرو رفته است و آيا اين حيرت قابل بر طرف شدن هست يا نه .
دو - ركود ذهن در موقع حيرت و احساس نكردن اين كه ذهن با اين حيرت مبارزه كرده و آنرا مرتفع نمايد . البته اين ركود ذهنى اگر ناشى از ناتوانى بوده باشد ، حيرت دوامى پيدا نمى كند و در اندك زمانى ذهن خود را از روياروئى با واقعيت حيرت انگيز منصرف مى نمايد ، زيرا فرض اينست كه ذهن قدرت بر طرف ساختن حيرت را ندارد كه به توقف خود ادامه داده و تدريجا با روش منطقى آنرا منتفى بسازد . و اگر متحير از توانائى ذهنى برخوردار باشد ركود ذهنى او همان توقف فعال است كه در صدد مرتفع ساختن حيرت ميباشد .
قسم سوم - حيرت ناشى از شك و ترديد .
قسم سوم - حيرت ناشى از شك و ترديد .
در اين قسم فعاليتى براى بر طرف كردن حيرت در ذهن بوجود مى آيد كه ترديد را برطرف بسازد . ترديد عبارتست از نوعى نوسان ذهن در تشخيص خصوصيتى كه در موضوع مشكوك متحمل است . بعنوان مثال - شخصى نمى داند كه دوستش از سفر آمده است يا نه اين ترديد تحليل مى شود به : ١ - دوستى كه او دارد . ٢ - اين دوست به سفر رفته است . ٣ - قرار بود آن دوست امروز از سفر خود باز گردد . اين سه عنصر معلوم است . ٤ - احتمال مى رود كه امروز از سفر باز نگشته باشد . اين عنصر چهارم كه عبارتست از بازگشتن از سفر در اين روز ، مجهول است ، يعنى هم بازگشتن محتمل است و هم بازنگشتن . مطابق قرار بازگشت از سفر در اين روز ، حيرتى در انسان بوجود مى آيد ، و هر اندازه كه بازگشت از