ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
٣٣ و فاطر آيهء ٨ و غافر آيه ٣٧ و الفتح آيهء ١٢ .
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجه يكم - بارقههاى موقت و محدود سراغ همهء انسانها را كه هنوز بكلى در ظلمات كفر و انحراف تباه نشدهاند ، مى گيرند . اين بارقهها همان طور كه در آيهء قرآنى مى بينيم نوعى روشنائى بر پيرامون انسان ميندازند و سپس در ظلمتكدهء درون آلوده به هوى و هوس و لجاجت بازى و تعصبهاى كوركورانه و خود خواهىها خاموش ميشوند . اين خاموشى اسف انگيز نه از روى بخل و مضايقهء خداوندى است - آن خداوندى كه فياض على الاطلاق بوده ، و اصل مبناى هستى بر فيض او استوار است ، بلكه از روى اعراض و انحراف خود انسان از منبع نور است . تابش بارقهها در انسانهاى معتدل و آمادهء پذيرش اعجاز آميز است ، زيرا با اهميتترين و با ارزش ترين عوامل پيشرفت مادى و معنوى انسانها مربوط بهمين بارقهها است كه اساسىترين شرط بروز آنها با اهميت تلقى كردن موضوعى است كه بارقه آنرا روشن مى سازد . بايد اين اهميت هم حياتى تلقى شود و هم همراه با حد اكثر كوشش و تلاش باشد و هم درون انسان پاك و منزه از آلودگيها باشد . با وجود اين شرايط ، چنان نيست كه هر بارقه اى كه بوجود آمد ، استمرار پيدا كند و هر نتيجه اى كه مطلوب انسان است كامل و صد در صد حاصل شود :
< شعر > بس ستارهء آتش از آهن جهيد اين دل سوزيده پذيرفت و كشيد ليك در ظلمت يكى دزدى نهان مى نهد انگشت بر استارگان مى كشد استارگان را يك به يك تا نيفروزد چراغى بر فلك < / شعر > با اين حال با وجود شرايط مزبور هر چند كه كم و كيف بارقهها محدود باشد ، باز قطعا مفيد و سازنده خواهد بود و چنين مى نمايد كه هر اندازه كه به شرايط مزبور و خود بارقه بيشتر اهميت داده شود ، عظمت و دوام بارقه ها