ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦
< شعر > محقق را مقلد كى توان گفت كه دانا تا به نادان فرق دارد < / شعر > آيا شناخت توصيفى عدالت ، تنها بهمين اندازه كه عدالت عبارتست از « رفتار مطابق قانون » با شناختى كه مستند است به چشيدن طعم آيهء : ( « وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلًا » ) ( مشيت و فعاليت خداوندى در جهان هستى بر مبناى صدق و عدالت استوار است ) يكى است اين شناختى است كه على بن ابي طالب را در عشق و اجراى عدالت ، تا مرحلهء از دست دادن جان پيش برده است . مورخين مى گويند : على بن ابي طالب از سوء قصد ابن ملجم مرادى در بارهء او آگاه شده بود . ابن اثير در « الكامل فى التاريخ ج ٣ ص ٣٨٨ مى گويد : على بن ابي طالب گاهى كه ابن ملجم را مى ديد ، اين شعر را مى خواند :
< شعر > اريد حياته و يريد قتلى عذيرك من خليلك من مراد < / شعر > ( من براى او زندگى مى خواهم ، او مرگ مرا مى خواهد ، تو از اين دوست مرادى خود عذر اين سوء نيت را بيان كن ) يعنى به چه دليلى و چه عذرى در برابر نيت حيات بخش من ، تصميم به كشتن من گرفته است امير المؤمنين با اطلاع از تصميم خطرناك آن سر دستهء جنايتكاران تاريخ ، نه تنها اقدامى به كشتن وى ننموده است ، بلكه اندك ضررى به حقوق حيات ابن ملجم وارد نكرده است . اين رفتار ملكوتى كه از على بن ابي طالب ( ع ) در اين كرهء خاكى در بارهء زندگى شخصى خود صادر شده است ، مستند به قانون « ممنوعيت قصاص قبل از جنايت » ميباشد . بالاخره ابن ملجم به حيات امير المؤمنين آنهم غافلگيرانه پايان مى دهد . اين مثال را مورد دقت قرار بدهيد : آيا شناختى كه امير المؤمنين در بارهء عدالت داشته است كه حتى به تحريك اين معرفت عشق آفرين به درود زندگى گفته است ، يا شناخت توصيفى ابتدائى عدالت در قاموس هم مكتبان