ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٢ - ١٧ - شناخت شهودى
قوىتر و روشنتر است . و با نظر به حالات گوناگون درونى در تماس با واقعيات ، اين نوع بينائى قابل انكار و ترديد نيست . شناخت شهودى در حالات رؤيائى و تجريدى بيشتر بروز ميكند تا در حالات طبيعى .
١٨ - شناخت الهامى
١٨ - شناخت الهامى اين شناخت از نظر هويت شبيه به اكتشاف است ، با اين تفاوت كه دائرهء الهام وسيعتر از اكتشاف بوده شامل درك هر گونه موضوعات عينى و حل مسائل علمى و رويدادهاى زندگى مى باشد . و تفاوتى ديگر كه ميان اكتشاف و الهام وجود دارد ، اينست كه اكتشاف به فعاليت فكرى بيشترى نيازمند است تا مجهولى براى انسان چهرهء خود را بنماياند ، در صورتى كه الهام بارقه ايست كه با مقدماتى كمتر هم ممكن است بوجود بيايد .
١٩ - شناخت مستند به وحى
١٩ - شناخت مستند به وحى وحى در اصطلاح اديان عبارتست از القاء شدن مستقيم حقيقت از مقام شامخ الهى به درون كسى كه شايستگى آنرا دارا ميباشد . كسانى كه داراى اين شايستگى مى باشند ، پيامبران ( انبياء و رسولان ) ناميده ميشوند . ولى در لغت مطلق القاء را گويند . وحى بمعناى لغوى آن است كه در اين آيه بكار رفته است : ( وَلا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ ) [١] ( و شياطين به دوستان خود وحى ميكنند كه با شما به مجادله بپردازند ) شناخت مستند به وحى قابل تحليل به چند واحد است : الف - وحى كننده ، در وحى اصطلاحى اديان ، وحى كننده منحصر در خدا است . او است كه حقايق را به درون پيامبران القاء مى نمايد .
ب - وحى شونده - انسانهائى هستند كه با تصفيه و تزكيهء درون در حد اعلا شايستگى گيرندگى وحى را بدست آوردهاند .
[١] الانعام آيهء ١٢١ .