ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
معلوم مى شود كه مقصود از تعقل و مفاهيم مشابه آن ، عقل نظرى معمولى نيست كه خير و شر و هدفها و مبادى اعلاى زندگى و احساس تعهد برين و نظارت الهى بر انسان و جهان را در ديدگاه خود نمى بيند و كارى جز تنظيم واحدهاى محدود به اصالت سودجوئى و خود محورى ندارد . آن عقل نظرى معمولى كه ضرورتى براى تحصيل « حيات معقول » كه قابل تفسير و توجيه همه جانبه بوده باشد ، سراغ ندارد . آن عقل نظرى كه ادعاى با طمطراقش تكيه گاه همه مكتبها و جهان بينىهاى متضاد و متناقض است كه در طول تاريخ انسانها را به گروههاى متخاصم تقسيم نموده آنانرا روياروى يكديگر قرار داده :
< شعر > هر كسى چيزى همى گويد ز تيره راى خويش تا گمان آيدت كاو قسطاى بن لوقاستى هر كسى آرد بقول خود دليل از گفته اى در ميان بحث و نزاع و شورش و غوغاستى < / شعر > بالاتر از اين ، همين عقل نظرى معمولى براى تيز كردن لبهء شمشيرى كه - تازان تنازع در بقا بكار گرفته شده است . چه عرض كنم كه اين عقل نظرى معمولى با آن چهرهء حق بجانبش كه مى بايست عصائى براى كمك براى رفتن اين فرزندان خاكى باشد ، شمشير شده بر سر يكديگر فرود آوردهاند پس مقصود آيات قرآن آن عقل است كه با هماهنگى وجدان و فطرت و هدفگيريهاى معقول براى « حيات معقول » فعاليت مى نمايد و راه را براى پيشرفت مادى و معنوى انسانها هموار مى كند .
نتيجهء دوم - كه در حقيقت اثبات كنندهء نتيجهء يكم است ، ماهيت آن مواديست كه خداوند متعال آنها را به خردمندان و صاحبان عقول اسناد مى دهد و تأكيد مى كند بر اين كه تعقل اين مواد را درك مى كند و كسى كه تعقل ندارد آنها را نمى فهمد و خود را بوسيلهء آنها رشد نمى دهد : ١ - شرك بخدا ٢ - بدى كردن به پدران ٣ - فرزند كشى از ترس فقر