ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجه يكم - سكر و نا هشيارى در اين زندگانى كه جريانات سازنده و ويرانگر از هر طرف پيرامون آنرا گرفته است ، زندگانى را دستخوش عوامل محيط طبيعى و اجتماعى و همنوعان خود محور نموده و آنرا از امكان هر گونه محاسبه دور مى سازد . و مسلم است كه عوامل مزبور براى عمل و نفوذ خود مانند ميكربهاى كشنده همواره سراغ پديده هائى را مى گيرند كه بتوانند آنها را در راه خواستههاى خود مورد استفاده قرار بدهند . و همه مى دانيم كه ناتوانترين موقعيت انسان موقعيتى است كه هشيارى و آگاهى خود را از دست داده و از قدرت محاسبه در ضرر و نفع خود عاجز است . اين كه گفته مى شود : « هر فردى يا جامعه اى كه خوابيده است ، ديگران در بارهء او بيدارند » و اين بيدارى ديگران اگر قوانين حقوقى اجبارى جلوگيرى نكند مانند بيدارى گرگ است در بالاى سر ميش در خواب رفته مطلبى است كاملا صحيح .
نتيجه دوم - چند آيهء فوق كلمهء « عمه » را بكار برده است كه بمعناى نا بينائى درونى است .
چنانكه نا بينائى برونى پديدهائى بعنوان رنگ و شكل و ديگر نمودهاى مربوط به چشم سالم را از ديدگاه انسان منفى مى سازد و در صورت اختلال بينائى امور مزبوره را در هم و برهم و مات ميكند ، همچنين نا بينائى درونى هر گونه مبانى « حيات معقول » را از احساس تعهد گرفته تا همهء اصول و قوانين تكاملى انسانى را يا از افق درون بكلى مى زدايد و يا چنان درهم و برهم ميكند كه زندگى انسانى را مختل و بشكل پديدهء وسيله اى در برابر عوامل قوى محيط در مى آورد .
رضايت به اين نا بينائى درونى به آن سادگيها نيست كه گاهى بعضى از مردم مى پندارند . اين رضايت مساوى رضايت بر كور كردن چشم بينا و گوش شنوا و سلب حس از هر گونه عامل حس ميباشد . چنانكه در حال هشيارى و آگاهى و شناخت ضرورت و سود حواس ، هيچ عاقلى رضايت به