ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٠ - از روى جهل و پس از شناخت واقعيتها به مجادله و كاوشهاى حرفه اى نپردازيد
كه تابلوى قهوه خانهء نيهيليستى است ، تفاوتى جز در كميت موضوع انكار شده ندارد . مگر وقتى كه يك ايده آليست زايندهء نيهيليست مى گويد : واقعيتى جز ذهن من وجود ندارد ، جهان هستى عصبانى مى شود و مى گويد حالا كه تو واقعيت مرا منكر شدى ، من هم بعد از اين آبها را از پايين به بالا بجريان خواهم انداخت كهكشانها را از مسير خود خارج كرده آنها را با كازارها گلاويز خواهم كرد و بالهائى در خرگوشها و كرگدنها خواهم رويانيد كه در هوا بپرواز در آيند و دستور خواهم داد بعد از اين ٢ ٢ ها نتيجهء ٠٣ . ٧٠١٠ بوجود بياورند البته با انكار واقعيت كه بوسيلهء يك مغز بيمار صورت مى گيرد ، هيچ يك از نا معقولهاى فوق معقول نمى شود و به وجود نمى آيد . پس چنانچه شخص نا بخرد با اين جريان مغزى كه واقعيت را نفى مى كند . [ و در قاموس كاروان ضد حق ، قدرت ناميده مى شود و در قاموس انسانهاى خردمند بيمارى روانى نام دارد ] در حقيقت خود را نفى ميكند ، همچنان كسى كه حق را در مى يابد و مى خواهد با لجبازى و جدل پردازى آنرا نفى كند ، در حقيقت موجوديت خود را نفى مى نمايد . شگفت آورتر از همه اينست كه اين « خود منكران » هنگامى كه درك و پذيرش ناچيزترين واقعيت را كه به سود خواستهها و اميال آنان بوده باشد ، چنان دو دستى مى چسبند كه گوئى حافظه و ضمير نا خود آگاه و ديگر سطوح روانى آنان فقط براى ثبت و ضبط درك و پذيرش واقعيتهاى لذت بار براى آنان آفريده شدهاند و جز آن واقعيتهاى سودمند را نمى گيرند و ثبت و ضبط نمى كنند و گمان مى برند كه با ناديده گرفتن درك و پذيرش واقعيتهائى كه بر ضرر آنها تمام مى شود ، آن حافظه و ضمير و ديگر سطوح روانى هيچ كارى با آنها نخواهد داشت < شعر > چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشم بندى خدا < / شعر > مبارزه دوم - هنگامى كه يك انسان بر خلاف آن حق و واقعيت كه براى او روشن شده است ، به لجاجت و جدلبازى مى پردازد و بر خلاف آنچه كه در درون