ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٥ - بخش دوم انواع و ابعاد شناخت از ديدگاه قرآن
در بارهء اين كه پديدهء مقدس شناخت و معرفت مستند به خدا است ، كشف از اهميت حياتى پديدهء مزبور مى نمايد . اكنون مى پردازيم به تفسير و توضيح آيات قرآنى در بارهء شناخت و مسائل مربوطه به آن : - شناخت مستند به خدا است
شناخت مستند به خدا است استناد شناخت به خدا در آيات قرآنى به دو قسم مطرح شده است :
قسم يكم - آياتى است كه علم را بطور مستقيم به خدا مستند مى دارد
قسم يكم - آياتى است كه علم را بطور مستقيم به خدا مستند مى دارد :
( ١ - عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ) [١] ( تعليم نمود به انسان آنچه را كه نمى دانست ) اين آيه صريحا مى گويد : خداست كه نعمت علم را به انسان عنايت فرموده است . درست است كه همهء موجوديت انسان و عوامل برپا دارندهء زندگى او در جهان هستى مربوط به مشيت خداونديست ، ولى چنانكه بروز روح در مجموعه اى از اجزاى مادى : ( فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه ) [٢] ( از روح خود در انسان دميدم ) دليل امتياز خاص روحى است كه با عنايت خاص الهى در وى دميده شده است ، همچنين علم كه انسان آنرا دارا مى شود ، امتياز خاصى است كه با لطف خاص الهى به او عنايت مى شود . مفهومى كه از اين دو استناد درك مى شود اينست كه اگر عنايت مخصوص خداوندى نبود موجوديت طبيعى محض انسان كه مجموعه اى از عناصر مادى است ، چنين استعدادى را نداشت كه محصولى بنام روح و علم از آن مجموعه توليد شود . و بهمين جهت است كه هر مطلبى كه تا كنون در بارهء چگونگى بوجود آمدن روح يا روان ، من و همچنين بوجود آمدن علم در مغز بشرى كه مى دانى است مادى ، گفته شده است ، از فرض و احتمال و نظره تجاوز نمى كند . بقول مولوى كه در بارهء دعا گفته است :
[١] العلق آيهء ٥ .
[٢] الحجر آيهء ٢٩ .