ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٣ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
( ٩ - وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْه وَيَنْأَوْنَ عَنْه وَ ) [١] ( و آنان هلاك نمى كنند مگر خودشان را در حالى كه درك نمى كنند ) نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجه يكم - بديهى است كه جهان طبيعت واقعيتى است كه نظم و قانون در آن حكمفرما است و با در نظر گرفتن اين كه خود طبيعت و ماده عامل نظم را در ذات خود ندارد ، استناد اين جهان طبيعت بعنوان آيات الهى به خدا كاملا روشن است ، همچنين استعدادها و فعاليتها و نيروهائى در درون انسانها ديده ميشوند كه با وجود خودشان آيات الهى را نشان مى دهند . بهمين جهت است كه شناخت خويشتن ، در حقيقت شناخت آيات الهى است . يك طبيعت نا آگاه و پديدههاى كورانهء ماشينى نمى تواند نمودى بعنوان خود هشيارى ( علم حضورى ) را توضيح بدهد . و اگر بتواند از عهده توضيح و تفسير آن بر آيد ، خود بعنوان آيات است كه مى تواند چنين كارى را انجام بدهد نه بمعناى طبيعت نا آگاه و پديدههاى ماشينى كه داراى مختصات خود ميباشد . همچنين طبيعت مزبور نمى تواند پديدهء آزادى و اختيار را كه عبارتست از « سلطه و نظارت شخصيت بر دو قطب مثبت و منفى كار » ، تفسير و توجيه نمايد . تجسيم آن پديده ايست كه با هيچ قانون طبيعى قابل تفسير و توضيح نمى باشد ، مگر اين كه طبيعت بطورى تفسير شود كه با وابستگى به خداوند طبيعت آفرين پديدههاى مزبور را بروز دهد . بنا بر اين ، شناخت خويشتن بعنوان شناخت آيات الهى از ديدگاه قرآن ضرورت دارد و بدون اين شناخت حياتى ادعاى « حيات معقول » يك شوخى غير قابل توجيه است .
نتيجه دوم - آدمى از يك استعداد بسيار با ارزش برخوردار است و آن اينست كه مى تواند بينائى كامل در بارهء خويشتن بدست بياورد . انسان مى تواند
[١] الانعام آيهء ٢٦ .