ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
افزوده مى شود . اين مسئله در بحث « بعد نورانى شناختها تكميل خواهد گشت .
نتيجه دوم - ستمكاران نوع انسانى هر نمايش واقعيتى را كه براى عرضه به انسانها نشان بدهند و هر حقيقتى را كه براى خير خواهى به جامعه بعنوان ارمغان بياورند ، تكيه بر كار آنان ، تكيه بر سراب آب نما است . ستمكار دروغگو است ، ستمكار فريبكار است ، خود را تباه كرده است ، چگونه مى تواند در سازندگى انسانها نقشى داشته باشد ستمكار نمى تواند خدمتگذار واقعى براى بشر بوده باشد ، اگر هم امتيازى بياورد ، بايد از دست او گرفت چنانكه بايد شمشير را از دست يك ديوانه زورمند گرفت .
نتيجه سوم - آرايش بى اساس نمودها و رويدادها استعداد درك و شناخت واقعيتها را پوچ ميكند و بجاى برقرار ساختن ارتباط منطقى ميان عامل درك و واقعيتها ، حقيقت نماهاى آراسته و پر زر و زيور را از ديدگان انسان عبور مى دهد . دروغ آراسته مى شود و ضرورت و ارزش راست را از بين مى برد . ظلم با آرايش خوشايند ، عدل را از قابليت شناخت و عمل بر كنار ميكند . ماكياولى را يا چشم و ابرو و زلف شانه زده و لباس زيبا قلم بدست با اصطلاح بافيهاى خود محورى و با بيان مزاياى بيمارى قدرت پرستى ، بجاى ابراهيم خليل ( ع ) و فرعون و فرعونيان را بجاى موسى بن عمران ( ع ) و طغيانگران بنى اسرائيل را بجاى عيسى بن مريم ( ع ) و درهم و دينار پرستان عرب را بجاى محمد ( ص ) و معاويه را بجاى على بن ابي طالب ( ع ) مى آرايد و تاريخ انسانى انسانها را به تاريخ طبيعى آنان مبدل مى سازد . هنگامى كه يك ستمكار ستم ميكند اگر ديوانهء محض نباشد ، حتما كار خود را با توجيهات و تفسيرات فريبنده مى آرايد ، چنانكه هيتلر مى آراست . مى دانيد او وقتى كه مى خواست آمادهء بخاك و خون انداختن پنجاه و پنج ميليون انسان ( فرزندان آدم ) شود چگونه نيت و تصميم خود را آرايش مى داد او با سرخاب و سفيداب اين جملات « اگر ما بحكم قوى الاراده بودن خود بر ديگران پيروز نشويم ، ديرى نخواهد گذشت كه آنان ما را از پاى