ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
پيش گرفتهاند . در اين مسير هدايت را براى خود بطورى تفسير كردهاند كه مى توانند آنرا بعنوان مبناى زندگى خود محاسبه كنند . اين هدايت چيست منشاء اين هدايت كدام است در گمان و محاسبهء آنان همان خواستههاى حيوانى است كه مى توانند با فريفتن خود و ديگران آنها را بحساب هدايت بياورند و دلخوش باشند . نتيجه دوم - تبهكاران به خروج از مسير انسانيت قناعت نمى كنند ، بلكه اصرار دارند كه كثافت كاريها و حركات ضد انسانى خود را با گمان و حساب هوى پرستانه توجيه نمايند و قوانين الهى را كه نيك را از بد تفكيك و حق را از باطل جدا كرده است بهم بزنند و موجوديت خود را تفسير و توجيه نمايند نتيجه سوم - اين هم يك محاسبهء جاهلانه است كه گروهى به ادعاى ايمان قناعت ورزيده به طمع رفاه و آسايش در اين دنيا ، زندگى را بدون ورود در آزمايشها و سختىها و ناگواريها و گذشت با جوهر سعادت ابدى در يك پيالهء زرين به گلوى آنان بريزند و بالاتر از اين ، تا بتوانند سپاسگزار اين مدعيان شوند كه اجازه دادهاند تا آنان اين شربت گوارا را در گلويشان فرو ريزند نتيجه چهارم - يكى ديگر از محاسبههاى وقيحانهء آن نابينايان اينست كه هيچ محاسبه اى را در ما فوق حماقتهاى خود نمى بينند . گوئى فقط آنان هستند كه مى بينند ، و چشمى ديگر وجود ندارد كه آنانرا تحت نظاره قرار داده باشد اين بردگان گمانهاى بى اساس بايد بدانند كه خدا ناظر بر همهء حركات و سكنات درونى و برونى آنان ميباشد : به چه دليل < شعر > بدان دليل كه تدبيرهاى جمله خطا است < / شعر > انورى بچه دليل بآن دليل كه < شعر > از قضا اسكنجبين صفرا فزود روغن بادام خشكى مى نمود < / شعر > مولوى