ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠ - آموزندگان علوم انسانى مشغول سرازير كردن عامل تعيين كنندهء سرنوشت حيات به درون پذيرندگان مى باشند
آن مواد مخلوط هر اندازه هم براى وى جالب و گيرنده جلوه كند ، نمى تواند كارگاه فعال مغز او را تعطيل نمايد و همهء نيروهاى مغزى او را در اختيار خود بگيرد . پذيرنده بايد بطور قطع بداند كه مادامى كه آن مواد مخلوط بلكه حتى حقايق علمى محض به خود او مستند نباشد و او فقط مانند آئينهء صاف منعكس كنندهء آن مواد و حقايق باشد ، نه طعم علم و معرفت و شناخت را خواهد چشيد و نه شايستگى مفيديت براى خود و جامعه اش را پيدا خواهد كرد . حتى كميت و كيفيت و چگونگى منعكس ساختن آيينهء ذهن او را ، آموزندگانى تعليم خواهند كرد كه علم و معرفت و شناخت را هم بعنوان قدرت براى پيروزيهاى خود در زندگانى طبيعى استخدام نمودهاند .
قسم دوم - از مواد مخلوط ، آگاهىها و عقائد و منشهاى شخصيتى آموزندگان است كه همان كفهاى امواج خود خواهى و منشهاى شخصيتى و عقايد پيش ساخته اى هستند كه از مصالح خود محورى و انحصار طلبى و لذت - پرستى و يا از معلومات سطحى خوشايند كه بر آورندهء آرمانهاى خيالى و رؤياهاى تجريدى ، ساخته شدهاند . بنظر مى رسد اگر مقامات عالى تعليم و تربيت چه در شرق و چه در غرب به پديدهء تعليم و تربيت با ديد حياتى مى نگريستند و آنرا بعنوان عامل اساسى سرنوشت تكاملى انسانها تلقى نموده و دست به فعاليت مى زدند ، اين مواد مخلوط نه علم را ورشكست ميكرد و نه انسان را در ميان ديروزى كه مانند يك تصادف غير قابل تفسير گذشته و فردائى كه بطور مجهول به سراغش خواهد آمد ، گيج و كلافه رها مى ساخت .
آموزندگان علوم انسانى مشغول سرازير كردن عامل تعيين كنندهء سرنوشت حيات به درون پذيرندگان مى باشند اين آب عبارتست از علوم مربوط به هويت انسان و مختصات و بايستگيها و شايستگيهاى او . مانند شناخت مسائل مربوط به ماهيت انسان از نظر روانى