ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣ - شرط عدالت تقليد شونده در شناختها و عملهاى تقليدى
حتما بايد سرگذشت آن انسانها را بنويسيم كه طعم اين مسائل را چشيده و حيات خود را در روشنائى اين مسائل هم از نظر شناخت و هم از نظر عمل توجيه نمودهاند . ما از تقليد بازى انسانها در اين مسائل وحشت داريم و رنج مى بريم نه از تقليد منطقى در ديگر شئون حيات كه با داشتن شرايطش امريست ضرورى و اجتناب ناپذير . و بجهت بى اهميت تلقى كردن شناخت حقيقى و مستقيم در بارهء مسائل هشتگانه بوده است كه اكثريت قريب به اتفاق انسانهاى جوامع ، همواره به داشتن « من تقليدى » قانع و دلخوش بودهاند :
< شعر > يك چند به تقليد گزيدم خود را نا ديده همى نام شنيدم خود را با خود بودم از آن نديدم خود را از خود بدر آمدم بديدم خود را < / شعر > [١] شرط عدالت تقليد شونده در شناختها و عملهاى تقليدى عدالت چيست عدالت يعنى رفتار اختيارى مطابق قانون كه مستند به درون تصفيه شده ميباشد . اين شرط در مواردى اهميت حياتى دارد كه تقليد - كننده هيچ راهى براى رسيدن به حقيقت ، جز عمل و نظر تقليد شونده نداشته باشد .
اما در مواردى كه تقليد كننده خود مى تواند اطلاعات لازم و كافى بدست بياورد ، احتياج ضرورى به عدالت به اهميت فرض بالا نيست . آيا تا كنون در بارهء اهميت شرط عدالت در صاحبنظرانى كه مورد تقليد و پيروى قرار مى گيرند ، بخوبى انديشيدهايد آيا تا كنون علم پرستان علم نشناس اجازه دادهاند كه تفكر در بارهء اين شرط حياتى براى انتقال شناختها از لا بلاى كتابهاى اخلاقى و ارزشى اخراج و به ميدان مباحث علمى « شناخت شناسى » وارد شده و در حل اين مسئله به ما كمك نمايد نه هرگز هر وقت چنين پيشنهاد كنيد كه آقايان بگذاريد براى انتقال صحيح شناختها شرط عدالت را ضرورى قلمداد كنيم ، اين پاسخ را مى شنويم كه : « علم را تحقير نكنيد » ، « علم را مسخ
[١] مجموعهء آثار فارسى - شهاب الدين سهروردى .