ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢ - آموزندگان علوم انسانى مشغول سرازير كردن عامل تعيين كنندهء سرنوشت حيات به درون پذيرندگان مى باشند
مى تواند در حيات طبيعى گياهان و جانداران تأثير مثبت بگذارد . مانند شناخت اين حقيقت كه انسان موجوديست متفكر . انسان موجوديست رقابت كننده ، موجوديست كه مى خندد و مى گريد ، آرزو ميكند ، اميدوار مى گردد ، دست به اكتشاف مى زند . در معرض تحولات و دگرگونيها قرار مى گيرد . . . عنصر دوم - مواديست كه از خود رودخانه و برگهاى درختانى كه در كنار رودخانه روييدهاند و به آب مى ريزند ، و زباله هائى كه از آباديهاى واقع در مسير رودخانه به آب انداخته ميشوند تشكيل مى يابند . در علوم انسانى اين گونه مواد كه با تعليمات و آموزشها مخلوط مى گردند ، بسيار فراوانتر از نوع دوم است . حتى در آن عنصر يكم كه حقايق علمى مستند به واقعيات عينى مى باشند ، محيط و عوامل اجتماعى و تاريخى و اصول پيش ساختهء استاد آموزنده بقدرى مى توانند دخالت كنند كه چه بسا به اختلاف در تفسير سطوحى از هويت انسانى بيانجامد . بعنوان مثال : امروزه در بعضى از جوامع بزرگ دنيا ، شايد در هويت آدمى لذتى بنام لذت كمال معنوى و خدايايى سراغ ندهند ، يا اگر هم نامى از اين لذتها را در شمارهء لذايذ ببرند ، بقدرى استثنائى و فرعى برگذار مى كنند كه مطالعه كننده گمان ميكند كه اين يكى از آن پديدههاى روانى بوده است كه در انسانهاى ما قبل تاريخ منقرض شده و از بين رفته است .
دخالت بد بينى فلسفى در بارهء طبيعت انسان ، در طرح واقعيات عينى چنان تأثير مى گذارد كه واقعا هويت آدمى را دگرگون نشان مى دهد . وقتى كه يك متفكر بدبين به طبيعت آدمى مى خواهد در بارهء آزادى و عدالت و تعهد كه از شايسته ترين مختصات انسانى است ، اظهار نظر نمايد ، بدون ترديد آنها را يك عده پديدهء ماشينى حيات تلقى نموده نه تنها ارزشى به آنها نخواهد داد بلكه خواهد گفت اين پديدهها را مى توان در راه خود خواهى استخدام كرد .
همچنين دخالت ايدهها و عقايد در طرح مسائل علوم انسانى پيش از آنست كه معمولا تصور مى شود . اين ايدهها و عقايد را مى توان به شفاف و نا ملموس