ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - ١ - معرفت
گفتيم بحث ما در تعريف لفظ معرفت نيست ، بلكه مقصود ما بيان نوعى از شناخت عالى است . اين شناخت عالى با تلاشهاى پيگير و آزادانه بوجود مى آيد ، هر اصطلاحى كه براى اين معنى مناسب باشد . مى توان بكار برد .
٢ - تحير عالى
٢ - تحير عالى كلمهء تحير معانى متفاوتى دارد . در گفتگوهاى عاميانه حيرت و تحير عبارتست از بلا تكليفى ذهن و فرو رفتن آن در شك و ابهام مخلوط به شگفتى .
اين شگفتى دليل آن است كه ذهن با واقعيتى روبرو شده است كه براى او تازگى دارد . و در آن موقعيت پيشين كه بوده است انتظار رويارو شدن با چنين واقعيتى را نداشته است . در مجلد ششم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى از ص ٦٢٢ تا ص ٦٥٠ ) مباحثى را در بارهء حيرت و انواع آن مطرح نمودهايم .
و چون اين پديدهء ذهنى يكى از عاليترين مراحل شناخت است ، لذا مجبور شديم در اين مبحث مقدارى در بارهء آن بررسى نمائيم . حيرت با نظر به مراتب آگاهى و فكرى انسانى بر چند قسم تقسيم مى گردد :
قسم يكم - حيرت ابتدائى و سطحى .
قسم يكم - حيرت ابتدائى و سطحى .
ذهن ما با روبرو شدن با واقعيتهايى جديد كه با موقعيت پيشين ما متفاوتست ، براى درك آن واقعيتهاى جديد متوقف مى شود و ذهن ما كه با داشتن معلوماتى پيشين توقع درك آنها را داشته و آن معلومات براى درك واقعيت جديد كفايت نمى كند ، دچار شگفتى مى شويم . اين شگفتى با افزايش درك و فهم ما در بارهء واقعيت جديد كاسته مى شود ، تا آنجا كه ممكن است بكلى برطرف شده و آن واقعيت براى ما روشن شود . بهمين جهت است كه نمى توان گفت : كودكان با مشاهدات نخستين خود در بارهء رنگها و شكلها و احساس ديگر پديدهها دچار شگفتى ميشوند ، بلكه حس كنجكاوى آنها به فعاليت مى فتد . كودكان در بارهء اشيائى كه براى اولين بار آنها را درك ميكنند ، معلومات سابق ندارند ، تا با