ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩ - علت اقليت اسف انگيز صاحب نظران بى نياز از تقليد
و امّا من الفقهاء من كان حافظا لدينه صائنا لنفسه و مخالفا لهواه و مطيعا لأمر مولاه فللعوام أن يقلَّدوه ( و اما از گروه فقهاء كسى كه حفظ كنندهء دين خود و از هر گونه آلودگيها خويشتن دارى كند و با هوى و هوس مخالف و از امر الهى اطاعت كند براى مردم عامى است كه از او تقليد كنند . ) شرايط مزبور در روايت چنانكه بعضى از حديث شناسان و فقهاء هم متذكر شدهاند ، فوق العاده مهم است و كسى كه واجد اين شرايط باشد ، يقينا از عدالت به اصطلاح فقهى كه عبارت است از آوردن واجبات و ترك محرمات و رفتار خردمندانه و اجتناب از كارهاى سبك و ناشايست ، خيلى بالاتر است . و مى توان گفت شروط مزبور كسى را شايسته تقليد معرفى ميكند كه ميان عدالت و عصمت قرار مى گيرد . اين سختگيرى در شايستگى تقليد معلول حساسيت موضوع است كه عبارتست از تعيين سرنوشت تقليد كننده در بارهء « حيات معقول » بوسيلهء مقلد ( تقليد شونده ) .
شناختى كه تقليد شونده بدست مياورد ، حتما بايد مستند به دلايل معتبر بوده باشد . مدارك شناخت تقليد شونده در فقه تشيع چهار منبع است : قرآن و سنت و اجماع و عقل .
علت اقليت اسف انگيز صاحب نظران بى نياز از تقليد امروزه سرتا سر جوامع به تقليد نيازمند است . زيرا در هر قلمروى از شئون بشرى كه در نظر بگيريم ، عدهء اشخاصى كه شناختهاى آنان از روى دلايل علمى و بطور مستقيم ، آنها را درك ميكنند ، در اقليتند . اگر كسى ادعا كند كه يك صد هزارم انسانهائى كه احتياج به شناخت مسائلى در يك رشته از شئون زندگى مانند علم و هنر و صنعت و اخلاق و مذهب و حقوق و سياست ، از شناخت مستند به دلايل علمى مستقيم برخوردارند ، اين ادعا كننده خيلى خوشبين است . مى توان گفت : اگر يك نسبت سنجى منطقى در بارهء شمارهء