ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٧ - آن جامعه از شناختهاى ضرورى و مفيد برخوردار مى شود كه هيچ فردى و گروهى بدون تكيه بر علم سخنى را نگويد و سخنى را نشنود
آن جامعه از شناختهاى ضرورى و مفيد برخوردار مى شود كه هيچ فردى و گروهى بدون تكيه بر علم سخنى را نگويد و سخنى را نشنود آيات مربوط به اين دستور سازنده بسيار زياد است . اين دستور چنين است كه شناختهائى كه در ميان مردم بعنوان معرفتهاى واقعى مطرح ميشوند ، بايد مستند به علم بوده باشند . از آن جمله : ( ١ - وَلا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْه مَسْؤُلًا ) [١] ( از آنچه كه علم به آن ندارى پيروى مكن ، زيرا انسانها در باره گوش و چشم و قلب مسئول قرار خواهند گرفت . ) ( ٢ - ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فِيما لَكُمْ بِه عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيما لَيْسَ لَكُمْ بِه عِلْمٌ وَالله يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ) [٢] ( بخود بيائيد اى اهل كتاب ، شما آن كسانى هستيد كه در بارهء آنچه كه مى دانستيد احتجاج نموديد ، چرا در باره چيزى كه علم بآن نداريد ، احتجاج مى نمائيد و خداوند ميداند و شما نمى دانيد ) منظور از احتجاج بر مبناى علم ميان يهود و نصارى ، مسائل مربوط به نبوت و شريعت حضرت ابراهيم خليل عليه السلام است كه هر دو طرف آن را پذيرفته بودند و مباحث و احتجاجاتى كه در خصوصيات نبوت و شريعت ابراهيم بميان مى آمده است ، بر مبناى علم به اصول كلى آن بوده است ، اين مباحث و احتجاجات صحيح ميباشد ، ولى يهود و نصارى احتجاج و خصومت ديگرى با همديگر داشتند كه بر مبناى علم نبود و آن اينست كه يهود مى گفت : ابراهيم يهودى بوده است و نصارى مى گفت : ابراهيم نصرانى بوده است ، در صورتى كه ( ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَلا نَصْرانِيًّا وَلكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) [٣] ( ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى ، بلكه حنيف مسلم بود ، و از
[١] الاسراء آيه ٣٦ .
[٢] آل عمران آيه ٦٦ اين آيه در كتب تفسير بر سه قسم تفسير شده است ، ما تفسير فوق را كه بى اشكال بود انتخاب كرديم .
[٣] آل عمران آيه ٦١ .