ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٥ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
را در امواج ترديد و ظن و ابهام فرو مى برد . اسفناكتر و رنجآورتر از اين پا در هوائى شناختها ، حجت و تكيه گاه بودن اين اكثريت است كه انسانهاى بيخبر آنرا به رخ حمايت كنندگان « حيات معقول » كشيده و مى گويند : تو بهتر مى فهمى يا اكثريت و نمى فهمند كه حقيقت چنانكه تابع زيبائى و زشتى چشم و ابرو و نژاد نيست ، همچنين پيرو اكثريت نيز نمى باشد . همه اكتشافات و اختراعات و تحولات سازندهء تاريخ بوسيلهء اقليتها و فرد فرد انسانها صورت گرفته است در حالى كه اكثريت مشغول خور و خواب و جست و خيز و كشتار همديگر در راه خود محورىها مى باشد .
زعم ( گمان همراه با حق ديدن خويشتن )
زعم ( گمان همراه با حق ديدن خويشتن ) آيات قرآنى در مادهء « زعم » متعدد است و مى توان گفت : در همهء آيات مربوطه ، زعم همان گمان است كه همراه با احساس بر حق بودن است . از آن جمله : ( ١ - قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّه مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) [١] ( اى كسانى كه به دين يهود گرويدهايد اگر زعم شما چنين است كه تنها شما اولياء خدا هستيد نه ديگر مردمان ، مرگ را آرزو كنيد اگر راستگويانيد ) .
در ديگر آيات قرآنى نيز زعم بهمين معنى آمده است : النساء ٦٠ و الانعام ٢٢ و ٩٤ و ١٣٦ و الكهف ٥٢ و القصص ٦٢ و ٧٤ و سباء ٢٢ و زعم جز در آيه ٤٠ از سورهء القلم و احتمالا ٧٢ از سورهء يوسف ، بمعناى گمان و نظر مخالف با واقع است ، با اعتقاد به موافقت آن با واقع .
نتيجهء آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
نتيجهء آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است باز خواست الهى در بارهء زعم قطعى است . اين بازخواست شديدتر از
[١] الجمعه آيهء ٦