ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٨ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجهء يكم - قساوت و سختى دل از سختى سنگ شديدتر است ، زيرا سنگ قابل انفجار است ، ولى هنگامى كه قلب قسى شد و به مرحلهء فرعونى و چنگيزى و نرونى و سياستمدارى ماكياولى گرى رسيد ، نيروهاى همهء دنيا قدرت منفجر ساختن آنرا ندارد .
نتيجهء دوم - الهامات و وحى و بارقههاى سازنده مربوط به قلب است نه تعقل معمولى حرفه اى كه كارگر استخدام شده خود طبيعى است .
نتيجهء سوم - اتحاد ميان انسانها از راه قلب است ، نه عقول نظرى جزئى كه قدرت رها شدن از چنگال حواس تجزيه طلب و خود طبيعى سودجو را ندارد .
نتيجهء چهارم - اطمينان و آرامش در « حيات معقول » از آن قلب است . اين آرامش و اطمينان از حق شروع و در حق ختم مى شود . و مادامى كه قلب مسخ نشده است و هويت طبيعى خود را از دست نداده است ، اضطراب و تشويش در سرنوشت انسانى دست از آن بر نخواهد داشت ، تا رابطهء خود را با خدا بطور صحيح بر قرار بسازد . استناد اطمينان و آرامش به قلب در سورههاى زير آمده است المائده ١١٣ و الانفال ١٠ و النحل ١٠٦ و ١١٢ .
نتيجهء پنجم - آنچه كه آدمى مى تواند بعنوان محصول « حيات معقول » و ارمغان وجود خويش به بارگاه خداوندى ببرد ، فقط و فقط « قلب سليم » است كه بايد در اين دنيا براى بدست آوردن و ساختن آن حد اكثر كوشش انجام بگيرد .
اين قلب سليم است كه مى تواند جهان و انسان و ارزشهاى آن دو را بشناسد و بس .
نتيجهء ششم - كبر و نخوت و خود آرائى و خود نمائى كه پديده هائى از بيمارى خود محورى مى باشند ، معلول بسته شدن فعاليتهاى سازندهء قلب است ، هنگامى كه اين قطب نماى انسانى مختل شد و هنگامى كه اين مهمانسراى الهى ويران گشت ، موقعى كه اين مدار انسانيت منحرف شد ، ديگر نيك و بد و احترام ذات و بطور