ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٥ - تجسيم
فعال نا خودآگاه در درون ، به عمليات ذهنى براى شناخت ، دست بكار ميشوند ، بسيار اندك است . اين گونه موضع گيريها در قلمرو شناخت باعث شده است كه پيشرفت ما در علوم انسانى چندان چشمگير و رضايت بخش نباشد .
باين معنى كه با در دست داشتن آن همه معلومات و تجارب و تحقيقات و امكانات بررسىهاى متنوع در بارهء انسان ، نتوانستهايم به شناختهاى لازم در پيرامون اين موجود موفق شويم . دليل اين عدم توفيق همان است كه اشاره كرديم .
يعنى تأثرات رسوب شده در درون كه بصورت عناصر فعال درونى در مى آيند ، موجب ميشوند كه در ذهن محقق يك مقايسهء دائمى ميان هويت انسانى كه با آن تأثرات رسوب شده ساخته شده است و نوع انسانى كه بطور عموم مورد تحقيق قرار گرفته است ، وجود داشته باشد . در حقيقت اين محقق در بارهء انسان ساخته شده در درون خود بررسى ميكند ، نه در بارهء نوع انسانى . اين خطر جدى در شناختهاى علوم طبيعى و رياضى و ديگر علومى كه در قلمرو جز من بوجود مى آيند ، ديده نمى شود ، زيرا انسان با جمادات و نباتات و مفاهيم تجريدى خالص قابل مقايسه نمى باشد . اينست يكى از خطرناكترين موضع گيريهاى ما در بارهء شناختهاى مربوط به انسان كه متأسفانه اغلب متفكران جوامع مبتلا بآن هستند . بنا بر اين تكليفى كه پژوهندگان در علوم انسانى دارند ، اينست كه نخست وضع درونى محققان در علوم انسانى را بدست بياورند و سپس نظرات آنانرا بعنوان نظرات علمى تلقى كنند . اين كار از عهدهء هر كسى ساخته نيست ، لذا پيشتازان فكرى جامعه بايد اين تكليف را بعهده گرفته و با بررسى آثار محققان علوم انسانى آنچه را كه با تأثرات درونى رنگ آميزى نشده است ، براى تحقيق و مطالعه معرفى كنند . بشرط اين كه قضاوت پيشتازان خالى از آن تأثرات فعال بوده باشد .
تجسيم نوعى از فعاليتهاى ذهنى وجود دارد كه از شگفت انگيزترين عمليات