ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٣ - عامل يكم - قيافهء حق بجانب كلمهء علم
حال مى خواهيم علت اين نا برابرى اسف انگيز و نتايج آنرا تا آنجا كه مى توانيم مورد بررسى قرار بدهيم ، يعنى مى خواهيم بدانيم كه علت نا برابرى ادعا و نمايش علمى با علم محض به « آنچه كه هست » و « آنچه كه بايد » آنهم تا حد اسف انگيز چيست و نتايج اين نابرابرى كدامست مى توان عللى را بعنوان عوامل بوجود آورندهء اين نا برابرى در نظر گرفت :
عامل يكم - قيافهء حق بجانب كلمهء علم ، مخصوصا پس از شروع نهضت ( رنسانس ) در مغرب زمين كه از اواخر قرن هيجدهم و سرتاسر قرن نوزدهم و نيمهء اول قرن بيستم به اوج خود مى رسد . بطورى كه فضاى مغرب زمين و آن قسمت از مشرق زمين كه بجهت خود باختگى پيشتازانش از آن فضا تنفس مى كردند ، از كلمهء دانش و دانشمند ، مه آلود شده بود . چماق تكفيرى كه از علم پرستان علم زده ( بدون اين كه حقيقت علم براى آنان واقعا تفسير شده باشد و بتوانند يك نوار مرزى حقيقى ميان دو قلمرو علم و غير علم بكشند ) بر مغز انسانهاى ژرف نگر فرود مى آمد ، هولناكتر و كشنده تر از آن چماق تكفيرى بود كه از تفتيش عقايد ارباب كليسا بر مغز دانشمندان قرون وسطى و اواخر آن قرون فرود مى آمده زيرا ارباب كليسا كه عقايد دانشمندان را تفتيش مى كردند ، آنان را انسانهائى مى دانستند كه عقايدشان قابل تفتيش بود و بايد آن عقايد را تفتيش نمود ، و خود اين تفتيش اثبات مى كند كه آنها باين عقيده بودند كه آن انسانهاى مورد تفتيش ممكن است عقايد صحيح ( در منطق آنان ) داشته باشند و ممكن است عقايد آنان باطل بوده باشد . [١] در صورتى كه فضائى را كه علم - پرستان علم زده بوجود آورده بودند ، انسانهائى را كه در علم پرستى ترديد داشتند و يا تفسير توجيه صحيحى براى علم از آن علم پرستان مطالبه مى نمودند گويا آنانرا اصلا انسان نمى دانستند تا به سخنان و دلايل آنان گوش فرا بدهند .
[١] البته مقايسه دو چماق تكفير معنايش آن نيست كه تفتيش عقايد خوبست ، بلكه بالعكس ، اين يك كار بسيار نا بخردانه ايست كه ضررهاى فراوانى بدنبال داشته است .