ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨ - راه بهره بردارى از اين چشمه سارها در شناخت چيست
٢ - اين گرفتارى در جاذبهء شخصيتها خطر ديگرى را بوجود مى آورد كه عبارتست از وحشت از كلافه شدن در گرداب تناقضاتى كه از طرز تفكرات ديگر شخصيتهاى صاحبنظر احساس خواهد كرد .
٣ - نابود شدن جوشش مغزى براى دريافت واقعيات ، كه شناخت را بخود انسان مستند مى سازد . هر سه خطر مزبور قابل بر طرف شدن مى باشند و برطرف كنندهء آنها از يك طرف متصديان آموزش انسانها هستند كه اهميت آن دو نوع آگاهى پذيرنده را ( متصدى آموزش ميداند ) . ( آنچه را كه من فرا مى گيرم واقعيت است ) درست درك كنند و بدانند كه اگر تدريجا آن دو آگاهى را مبدل به اين حقيقت نكنند كه من متصدى آموزش وسيله اى هستم براى انتقال واقعيات به ذهن پذيرنده با شرايط ذهنى و شناختهائى كه بدست آوردهام ، نه منتقل كننده واقعيات محض ، بدون ترديد مغز پذيرنده را از فعاليت مستند به خود ناتوان خواهند ساخت . با نظر به اين جريان ضد شناخت است كه از آغاز تاريخ شناختها در هر جامعه و دورانى صاحب نظران واقعى در اقليتهاى اسف انگيزى بودهاند . و از طرف ديگر خود پذيرندهء آموزش بايد تدريجا به اين واقعيت آگاه شود كه واقعياتى را كه از متصدى آموزش يعنى استاد و مربى مى گيرد ، مانند آن آب است كه از رودخانه اى عبور مى كند كه داراى معادن آهك و گچ و ديگر مواد املاح مى باشد بطورى كه آب در حال جريان از آن رودخانه از معادن و مواد مزبور متأثر مى گردد . باضافه برگهائى كه از درختان كنار آن رودخانه روى آب مى فتد و در مسير آباديها انواعى زبالهها هم در آن آب مى ريزند .
راه بهره بردارى از اين چشمه سارها در شناخت چيست آبى كه از رودخانههاى درون اساتيد و آموزندگان به جريان مى فتد ، داراى دو نوع اساسى مى باشد :