ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٨ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
در سورههاى الانعام ١٢٦ و يونس ٣ و القصص ٤٣ و ٤٦ و ٥١ و المؤمن ٥٨ و القمر ٢٢ و ص ٨٧ و الزمر ٢٧ و المؤمن ٥٤ و الذاريات ٤٩ و ٥٠ و الواقعه ٦٢ و هود ١١٤ و ابراهيم ٢٥ و النحل ١٣ و ١٧ و الاسراء ٤١ و الكهف ٢٤ و ٢٨ و ٥٧ و طه ٤٤ و الانبياء ٤٢ و المؤمنون ٨٥ و الصافات ١٣ و النساء ١٠٣ و الانعام ٦٩ و ١٥٢ و الاعراف و ٦٩ و ٨٦ و الانفال ٥٧ و التوبه ١٢٦ و هود ٢٤ نيز وارد شده است .
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجهء يكم - در آيات مربوط به ذكر و تذكر و ذكرى دو معناى عمده منظور شده است : معناى يكم - به ياد آوردن حقايق و واقعيات .
معناى دوم - شناخت بطور عمومى . آياتى كه تذكر به معناى ياد آورى را مطرح مى كند ، اين نكتهء مهم را در بر دارد كه اغلب انسانهائى كه از خرد و هشيارى برخوردارند ، حقايق اصيل را بوسيلهء عقل و وجدان خود دريافتهاند و همچنين در جريان آموزشها و پرورشها مقدار قابل توجهى از حقايق اصيل به انسانها قابل درك مى گردد ، ولى هوسبازيها و خود محورىها و غوطه خوردن در كامجوئىها ، آن حقايق را از صحنهء آگاهى ذهن دور مى سازد ، لذا تذكر دادن دائمى مردم از طرف رهبران انسانيت ضرورى مى باشد .
اين مضمون در آيهء ( « وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ » ) [١] با وضوح كامل ديده مى شود ، زيرا شخصى كه با صفت ايمان موصوف است ، حقايق مربوط به ايمان را ميداند و معذلك خداوند دستور به تذكر مى دهد . آرى بشر فراموشكار است . لذا بجرئت مى توان گفت : بيش از آنكه قربانى جهالتش باشد . قربانى فراموشكارى خويش است كه از اهميت ندادن به حقايق ناشى مى گردد و بهمين
[١] الذاريات آيهء ٥٥ .