ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٣ - گمانها و محاسبههاى بى اساس در شناخت و تنظيم ١٧١ حيات معقول ١٨٧
نتيجه سوم - احساس قدرت در اشكال مختلفش ، حتى در شكل مقدارى شناختهاى محدود و گسيخته از هم و فرو رفتن و جست و خيز در سطوح روانى براى توجيه انكار آيات الهى ، همان استكبار و طغيانگرى بر واقعيات است كه دامنگير انسان مى شود و نمى گذارد چيزى قابل اطمينان از اين جهان دريافت نمايد :
< شعر > نظرى نهان بيفكن مگرش عيان ببينى گرش از جهان نبينى بجهان چه ديده باشى < / شعر > ملا محسن فيض كاشانى گمانها و محاسبههاى بى اساس در شناخت و تنظيم « حيات معقول » علت اين كه گمانها و محاسبهها در شناخت و تنظيم « حيات معقول » غلط از آب در مى آيند ، همواره معلول نارسائى طبيعى مغز يا اختلالات روانى نيست .
بلكه بجهت سهل انگارى و بى اعتنائى به « حيات معقول » و جدى تلقى نكردن ضرورت شكوفائى استعدادهاى انسانى و اسارت و بردگى لذت و سرخوشىها در زندگانى است كه جريان محاسبههاى اصيل حيات را به گمانها و پندارهاى پا در هوا مبدل مى سازد . معناى اين كه سهل انگارى و بى اعتنائى به « حيات معقول » زندگى را در گمانها و محاسبههاى بى اساس غوطه ور مى سازد ، آن نيست كه اين گروه از مردم هرگز علم و يقين در روش زندگى ندارند ، زيرا راهى را كه پيش مى گيرند ، مطابق دانستهها و خواستههاى خود ، عين واقعيت تلقى ميكنند و به آن رضايت مى دهند و محاسبات خود را واقعى و ارتباطات خود را با جهان و انسان حقيقت مى دانند ، ولى اگر بخواهند يك « چرا » را در زندگى خود به پاسخ نهائى برسانند ، آن وقت مى فهمند كه آن همه محاسبات و علم و يقينهايى كه سطوح روانى آنانرا بخود مشغول داشته بود ، چيزى جز خيالات و گمانهاى بى اساس نبوده است . اين همان زندگى است كه لرمانتوف در چند