ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٣ - انديشه در مشيت و فعاليت خداوندى به اختلال انديشه ميانجامد و جدلبازى در آن دو به انكار خويشتن منتهى مى گردد
حدود توانائى خود مطرح نمائيم :
انديشه در مشيت و فعاليت خداوندى به اختلال انديشه ميانجامد و جدلبازى در آن دو به انكار خويشتن منتهى مى گردد آيات و احاديثى كه از تفكر در ذات خدا و شئون ذاتى خداوندى جلوگيرى كرده است ، خيلى فراوان است ، بطورى كه هيچ جاى ترديد نمى ماند در اين كه تفكر در ذات خدا و شئون ذاتى او كاملا ممنوع است . اين آيات و احاديث يك حكم تعبدى را تذكر نمى دهد ، بلكه با مختصر آگاهى و تعقل منطقى روشن مى شود كه حكم ممنوعيت در مسئلهء مزبور كاملا منطقى و عقلائى است .
توضيح اين كه عقل انسانى و انديشههاى وى همواره واحدها و قضايايى را كه براى كار و فعاليت خود انتخاب مى كنند ، چيزهائى هستند كه بوسيلهء حواس و دستگاههاى كمكى حواس و مختصات ذهنى درك شدهاند و نمى توانند بيان كنندهء ذات اقدس ربوبى و شئون ذاتى او بوده باشند :
< شعر > به بينندگان آفريننده را نبينى مرنجان دو بيننده را خرد گر سخن برگزيند همى همان را گزيند كه بيند همى < / شعر > فردوسى گروهى زياد از فلاسفه و حكماء و جهان بينان شرقى و غربى نه تنها به اين حقيقت اعتراف نموده و مى گويند : انديشههاى رسمى و عقل نظرى كه بر مبناى پديده شناسى فعاليت مى كنند ، نمى توانند در بارهء ذات و شئون خداوندى به نتيجه صحيح برسند ، بلكه با نظر به دلايل كاملا قانع كننده و رضايت بخش مى گويند : حتى انديشه و عقل نظرى از نفوذ به پشت پردهء نمودها و پديدههاى جهان نيز نا توان است :
< شعر > هر چه عارض باشد آنرا جوهرى بايد نخست عقل بر اين دعوى ما شاهد گوياستى اين سخن را در نيابد هيچ و هم ظاهرى گر ابو نصرستى و گر بو على سيناستى < / شعر > مير فندرسكى