ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - فرق ميان فرضيه و نظرهء مربوط بجهان عينى و قلمرو انسانى
فهرستى براى شمارش فرضيهها و نظره هايى كه در آن كتاب و اثر آمده است ، ترتيب بدهند ، اگر چه كار دشواريست ، ولى محال بنظر نمى رسد .
فرق ميان فرضيه و نظرهء مربوط بجهان عينى و قلمرو انسانى مى توان گفت : اختلاط فرضيه و نظره و قانون علمى در مسائل مربوط به جهان عينى كه بطور مستقيم يا غير مستقيم در معرض مشاهده و تجربهء عينى است ، اگر دوام بيابد و خلافش كشف نشود ، چندان ضرر و آسيبى كه در اختلاط در شناختهاى مربوط به قلمرو انسانى وجود دارد ، نمى رساند .
بعنوان مثال اگر نسبيت انيشتين در واقع نظره اى در بارهء شناخت فيزيكى كيهان بوده باشد ، ولى بعنوان يك قانون علمى صد در صد مطابق واقع تلقى شود ، و اين اشتباه ساليان دراز ادامه پيدا كند ، تنها آسيبى كه خواهد زد ، تأخير افتادن ارتباط مغزهاى متفكران با واقعيت مربوطه ميباشد ، و تأثيرى مستقيم در حيات طبيعى و اجتماعى و سياسى و معرفتى ضرورى انسانها نخواهد داشت [١] . ولى اگر اين اختلاط در قلمرو انسانى صورت بگيرد ، مثلا فرضيهء اصالت غريزه جنسى بعنوان تفسير كنندهء كلى حيات بشرى ، بجاى علم تلقى شود ، و در واقع غلط و نابجا باشد ، تأثير مستقيم و اساسى آن در تمام شئون حياتى بشرى قطعى خواهد بود . و اين يك مثال بى اساس براى توضيح مسئله نيست ، بلكه اين فرضيه چنانكه ديديم محكمترين سد راه تكاملى بشرى گشته ، همهء ارزشها را دگرگون ساخته و بشر را به بن بست پوچى زندگى كشانيد ، تا آنجا كه بشر به توصيه يا دستور يا خواهش و تمناى سارتر به اين كه
[١] نبايد از اين نكته غفلت بورزيم كه اگر يك قانون علمى ، فرض و نظر تلقى شود ، ممكن است ضررش بيش از علم تلقى شدن فرض و نظر بوده باشد ، زيرا چنانكه گفتيم علم تلقى شدن فرض و نظر در مسائل جهان عينى با در نظر گرفتن دوام و استمرار ارتباط با جهان عينى ، پايدار نمى ماند ، در صورتى كه هر لحظه اى كه انسان از واقعيتى كه با آن روبرو است ، ولى اطلاعى از آن ندارد ، امتيازات و ضرورتها و مفيديتهاى آن واقعيت را از دست مى دهد .