ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠١ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
محاسبه شان نزديك شده است و آنان در حال غفلت از محاسبه اعراض كردهاند ) ( ٤ - أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصارِهِمْ وَأُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ ) [١] ( آنان كسانى هستند كه خدا دلها و گوشها و چشمانشان را از كار انداخته و آنان هستند كه غافلند ) .
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجه يكم - هنگامى كه دل از فعاليتهاى اصيل خود راكد گشت و چشم از ديدن آيات الهى و گوش از شنيدن حقايق باز ماند ، غفلت از حقيقت و درك امتيازات آن شروع مى شود . منظور از ركود قلب و باز ماندن چشم و گوش از فعاليت ، اختلال طبيعى اين اعضاء نيست ، بلكه مقصود از دست دادن تعقل و وجدان است كه انسان را تا حد حيوانيت تنزل مى دهد . و اگر اين نيروها در جهت ضد اصول و قوانين انسانى به فعاليت بيفتند ، در راه تخريب « حيات معقول » خود و ديگر انسانها استخدام ميشوند . بعنوان مثال : قدرت كه بزرگترين نعمت الهى براى انسانها است در راه تخريب و ويرانگرى خود قدرت و ديگر امتيازات حيات بكار گرفته مى شود . علم وسيلهء جهل و نابودى انسانها مى گردد .
نتيجه دوم - غفلت آن پديده ايست كه نيروى حسابگرى انسان را فلج ميكند و هيچ قانونى را براى وى ضرورى و مبناى محاسبه مطرح نمى كند . و چون انسان غافل همواره در خوابست همهء اصول و قوانين را مرده مى پندارد مگر آن موقع كه بسود او بجريان بيفتند . انسان غوطه ور در غفلت توجهى بآن ندارد كه اگر خارى بكارد ، گل نخواهد چيد . اگر جو بكارد گندم درو نخواهد كرد .
او فقط خار مى بيند و در فكر آن نيست كه اين خار كشتهء خود او است . او سقوط مى بيند و نمى داند كه -
[١] النحل آيه ١٠٨ .