ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٩ - شناختهاى حدسى
شناخت پديدهها و خصوصيات و قوانين معمولى آن دو مى باشد . بلكه همان طور كه گفتيم : ورود اين واقعيات در فهم برين ، چهرهء پالايش شدهء آنها را بهمان نحو قابل مشاهده و دريافت درونى مى سازد كه مشاهدهء خود و پديدههاى آن ، در خود هشيارى ( علم حضورى ) .
شناختهاى حدسى معمولا حدس را آن جريان ذهنى معرفى مى كنند كه انتقال به نقطهء بعدى يا انتقال به نتيجه بدون پيمودن مقدمات و نقطههاى پيشين صورت مى گيرد . ولى با نظر به امكان نا پذير بودن جهش مطلق از نقطه اى به نقطهء ديگر بدون طى فاصله ، تعريف مزبور صحيح بنظر نمى رسد و اين اعتراض را كسانى مطرح كردهاند كه در امكان نا پذير بودن جهش مطلق ميان حركت در جهان عينى و جهان درونى تفاوتى نمى گذارند . ولى بنظر مى رسد كه ما نبايد فعاليتهاى ذهنى را با حركات جهان عينى كه نقطههاى حركت حتما بايد يكى پس از ديگرى بوقوع بپيوندد ، مقايسه نمائيم . زيرا فرض اين كه ميان مبدء و مقصد حركت و بطور عموم ميان نقطههاى مفروض حالت طولى وجود دارد ، بدون ترديد آن طول و امتداد بايد با سرعتهاى گوناگون پيموده شود . در صورتى كه در برخى از انتقالهاى ذهنى ، نه تنها كشش زمان حركت احساس نمى شود ، بلكه اصلا حركتى كه موجب گذشت كوتاه ترين زمان باشد ، ديده نمى شود . پديدهء حدس با نظر به مطابقت آن با واقعيت بر سه قسم عمده تقسيم مى گردد : قسم يكم - حدس مطابق با تمام واقعيت . چنانكه از اصطلاح مزبور بر مى آيد ، عبارتست از دريافت ناگهانى واقعيت آن چنانكه هست و بدون كم و زياد . اين نوع از حدس مخصوصا در مسائل نظرى و ابهام انگيز اگر چه كم اتفاق مى فتد ، ولى وجودش قابل ترديد و انكار نيست و اين نوع حدس با زيادى هشيارى و معلومات و ذوق رابطهء مستقيم دارد اگر چه واقعيت دريافت شده ،